پاسخ به پرسشهاى فقهى، اخلاقى و متفرقه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٤ - ترس از والدين، ديگران، تاريكى و
سوال (١٣٢٢): جوانى هفده سالهى هستم كه به نماز شب بسيار علاقه دارم. اما وقتى كه نماز شب مىخوانم، از تاريكى اتاق مىترسم، چون در آن لحظه تنها هستم. لطفاً راهنمايى كنيد كه چه كنم؟
جواب: به يك خانه ى نماز بخوانيد، كه كسى آن جا خواب باشد.
سوال (١٣٢٣): كسى كه از تاريكى شب زياد مىترسد، و همچنان تصويرهاى عجيبى به ذهنش مىآيد، چكار كند؟
جواب: خود را تلقين كند كه سياهى و تاريكى، نبودن نور است و هيچ وجود ندارد و براى چه بيهوده از هيچ بترسيد. چند روز خود را تلقين كنيد نمىترسيد.
سوال (١٣٢٤): دخترى بيست و يك سالهى هستم كه از تاريكى شب مىترسم و نمىتوانم تنها بيرون بروم، مىگويند: كسى كه بترسد ايمانش ضعيف است. خواستم بدانم كه اين حرف حقيقت دارد يا خير؟
جواب: حقيقت ندارد.
سوال (١٣٢٥): دخترى هستم كه از تاريكى و شب مىترسم، هر قدر قرآن مىخوانم، ولى باز هم قلبم آرام نمىشود، لطفاً راهنمايى كنيد!
جواب: ابتدا با برادر يا خواهر و يا مادر خود شبها در تاريكى چند دقيقه راه برويد و حرف بزنيد، ترس شما كم مىشود، بعد شبهاى ديگر را چند دقيقه در تاريكى تنها راه برويد، ترس شما از بين مىرود.
سوال (١٣٢٦): بعضىها گفته اند كه: دوست دارند نماز شب بخوانند، اما چون از تاريكى شب هراس دارند، در دل شب براى شان ترس و وسوسه ايجاد مىشود، راه علاج اين كار را پرسيدهاند كه چيست؟