پاسخ به پرسشهاى فقهى، اخلاقى و متفرقه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٥ - ترس از والدين، ديگران، تاريكى و
جواب: بايد خود را تلقين كنند كه تاريكى عدم روشنايى است و هيچ اثر ندارد و مىشود كه از چراغهاى دستى و تيلى استفاده كند. يا با يك نفر از فاميل بيدار شود و هر دو نماز را بخوانند.
سوال (١٣٢٧): براى داشتن جرئت چه بايد كرد؟
جواب: سخنرانى ياد بگيريد و در تاريكىها راه برويد.
سوال (١٣٢٨): دخترى هيجده سالهى هستم كه بسيار كم جرأت مىباشم، در حدى كه نمىتوانم در صنف، درس را ارايه بدهم، حال چه كنم كه جرأتم زياد شود؟
جواب: خود را تلقين مثبت نماييد تا جرأت شما زياد شود.
سوال (١٣٢٩): متعلمى هستم كه وقتى مطلبى را ياد مىگيرم، غرور وجودم را فرا مىگيرد و باعث شكستم مىشود، لطفاً راهنمايى كنيد!
جواب: براى علم حدّى نيست، دوازده سال درس خواندن چيزى نيست كه باعث غرور شود. من بعد از شصت سال درس و مطالعه از كمى علم خود خجالت مىكشم.
سوال (١٣٣٠): بنده، حدود ده ساله بودم كه در يك حادثه ترسناك خيلى ترسيدم و چند روز بيمارى شديدى را سپرى كردم، تا اينكه سالها از آن حادثه وحشتناك گذشت. ولى من هنوز كه هفده ساله هستم، خيلى پسر ترسو و بزدلى هستم. از تاريكى شب، از مردم، خلاصه از هر چيز هراس دارم و اين مسئله سالها است كه مرا رنج مىدهد. نفسم به قدرى ضعيف است كه از خود هيچ اختيارى ندارم. به همه اعتماد دارم جز خودم، البته كارهاى زيادى هم معنوى و هم مادى انجام دادم، اما نتيجه قطعى نداد. حال براى زايل نمودن ترس چه كنم؟