پاسخ به پرسشهاى فقهى، اخلاقى و متفرقه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٧ - مسائل و مشكلات نامزدى
جواب: مىتوانيد او را عقد نكنيد.
سوال (١٤٩٠): دخترى هيجده سالهى هستم، چند ماه پيش خانوادهام مرا بدون رضايت من، به پسر كاكايم نامزد كردند. خيلى زياد گريه كردم، گفتم كه: من او را دوست ندارم، او را نمىخواهم. اما آنها توجه نكردند و در جواب گفتند: خواستن و نخواستن تو مهم نيست، هر چه كوشش مىكنم او را دوست داشته باشم، برعكس نفرت دارم. حال چه كنم و براى رفع اين مشكل از كدام درى وارد شوم؟
جواب: اين ازدواج به درد نمىخورد، براى طرفين ضرر دارد، عقد هم باطل است و زنا مىشود. به ملاى مسجدتان بگوييد كه: با پدر شما صحبت كند، خود شما هم جدى باشيد و به هيچ وجه به عقد رضايت ندهيد.
سوال (١٤٩١): سه سال مىشود كه به خاطر پدر و مادرم راضى شدم كه نامزد شوم و عقد را ببندم، اما به نامزدم هيچ علاقهى نداشتم و ندارم، تحمل زندگى برايم مشكل شده است. حال چارهى اين كار چيست؟
جواب: شما خود را به دست خود گرفتار كردهايد و از ما چاره مىخواهيد كه با عقد، ما كارى نمىتوانيم.
سوال (١٤٩٢): جوانى هستم كه سه سال از نامزدى من مىگذرد و نامزدم در اطراف زندگى مىكند، نزديكانم مرا دشنام مىدهند، لطفاً راهنمايى كنيد كه چه كنم؟
جواب: سوال شما مفهوم نيست! براى چه چيزى شما را دشنام مىدهند؟ اگر به خاطر دهاتى بودن نامزد شما است، آنان اشتباه مىكنند، خيلى از زنان ده، بهتر از جمعى از زنان شهرى هستند. و چرا عروسى شما طول كشيد؟