نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٢٢
الرَّسُولُ شَيْئاً إِلَّا وَ هَا أَنَا ذَا الْيَوْمَ مُسْمِعُكُمُوهُ وَ مَا أَسْمَاعُكُمُ الْيَوْمَ بِدُونِ أَسْمَاعِهِمْ بِالْأَمْسِ وَ لَا شُقَّتْ لَهُمُ الْأَبْصَارُ وَ لَا جُعِلَتْ لَهُمُ الْأَفْئِدَةُ فِي ذَلِكَ الْأَوَانِ إِلَّا وَ قَدْ أُعْطِيتُمْ مِثْلَهَا فِي هَذَا الزَّمَانِ وَ وَ اللَّهِ مَا بَصُرْتُمْ بَعْدَهُمْ شَيْئاً جَهِلُوهُ وَ لَا أُصْفِيتُمْ بِهِ وَ حُرِمُوهُ وَ لَقَدْ نَزَلَتْ بِكُمُ الْبَلِيَّةُ جَائِلًا خِطَامُهَا رِخْواً بِطَانُهَا فَلَا يَغُرَّنَّكُمْ مَا أَصْبَحَ فِيهِ أَهْلُ الْغُرُورِ فَإِنَّمَا هُوَ ظِلٌّ مَمْدُودٌ إِلَى أَجَلٍ مَعْدُودٍ.
٨٨ - از خطبههاى آن حضرت عليه السّلام است (كه در آن از بعثت پيغمبر اكرم و زمان جاهليّت بحث و بآن مردم را موعظه فرموده):
(١) خداوند متعال پيغمبر اكرم را به رسالت مبعوث گردانيد در زمانيكه هيچيك از انبياء باقى نمانده، و به خواب رفتن فرق مختلفه مردم در تاريكى نادانى و گمراهى طولانى گشته بود (زيرا از زمان آدم تا بعثت حضرت عيسى از جانب حقّ تعالى پيغمبران براى هدايت خلق پى در پى انگيخته مىشدند، و از زمان حضرت عيسى تا بعثت حضرت مصطفى كه پانصد سال طول كشيد پيغمبرى مبعوث نشد) و فتنهها در سر تا سر دنيا بر پا گرديده كارها در هم و بر هم گشته آتش جنگها افروخته و نور و روشنائى دنيا پنهان شده (زيرا پيغمبرى نبود كه مردم علوم و معارف الهىّ را كه چراغ و روشنائى هدايت و رستگارى است از او اخذ نمايند، و) نادرستيهاى آن آشكار گرديده، (٢) برگش زرد گشته، و (مردم) از ثمره آن بهره و سودى نمىبرند و آبش فرو رفته و خشك شده (درخت علم و هدايت را خزان گرفته مردم در راه سعادت و رستگارى قدم نمىگذاشتند و خير و نيكوئى باقى نمانده بود) نشانههاى هدايت و رستگارى محو و نابود و پرچمهاى هلاكت و بدبختى آشكار شده