نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٦ - ٤٠ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است هنگاميكه شنيد سخن خوارج نهروان را «نيست حكمى مگر از جانب خدا» فرمود
حُكْمَ اللَّهِ أَنْتَظِرُ فِيكُمْ وَ قَالَ أَمَّا الْإِمْرَةُ الْبَرَّةُ فَيَعْمَلُ فِيهَا التَّقِيُّ وَ أَمَّا الْإِمْرَةُ الْفَاجِرَةُ فَيَتَمَتَّعُ فِيهَا الشَّقِيُّ إِلَى أَنْ تَنْقَطِعَ مُدَّتُهُ وَ تُدْرِكَهُ مَنِيَّتُهُ
٤٠ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است هنگاميكه شنيد سخن خوارج نهروان را: «نيست حكمى مگر از جانب خدا» فرمود:
(١) سخن حقّى است كه از آن اراده باطل ميشود، آرى نيست حكمى مگر از جانب خدا (خداوند متعال حاكم بجميع امور و واجب الإطاعه است و از مقتضيات احكام الهىّ آنست كه بايد در ميان خلق امير و رئيسى باشد تا امر معاش و معادشان را منظّم نمايد) (٢) و ليكن خوارج مىگويند: امارت و رياست (در بين خلق) مخصوص خداوند است، و حال آنكه ناچار براى مردم اميرى لازم است خواه نيكوكار يا بد كار باشد، (٣) مؤمن در امارت و حكومت او بطاعت مشغول است و كافر بهره خود را مىيابد (همه با بودن امير از هرج و مرج و اضطراب و نگرانى آسودهاند) و خداوند در زمان او هر كه را باجل مقدّر مىرساند (با نبودن امير مردم بجان هم مىافتند) و بتوسّط او ماليات جمع مىگردد (تا در وقت حاجت بكار بندد) و با دشمن جنگ ميشود، و راهها (از دزدها و ياغيها) ايمن مىگردد، و حقّ ضعيف و ناتوان از قوىّ و ستمكار گرفته ميشود تا نيكوكار در رفاه و از (شرّ) بد كار آسوده ماند.
(سيّد رضىّ فرمايد:) (٤) در روايت ديگر وارد شده كه چون حضرت سخن خوارج را شنيد (كه مىگفتند: نيست حكمى مگر از جانب خدا) فرمود: منتظر حكم خدا در باره (كشتن) شما هستم، و فرمود: (٥) پرهيزكار در زمان امير عادل بطاعت خدا مشغول است و زيانكار در زمان امير فاجر بهره خود را مىيابد تا اينكه عمر هر يك بسر آمده مرگ را دريابند (آنگاه او به پاداش و اين بكيفر كردار خود خواهد رسيد).
(٤١) (و من خطبة له (عليه السلام))
إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّةً أَوْقَى مِنْهُ وَ لَا يَغْدِرُ