نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٥٧ - ٦٤ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در صفات حقّ تعالى)
(زيرا علم او عين ذاتست و علم غير او زائد بر ذات و نيازمند به آموختن از غير تا منتهى گردد بعلم حقّ تعالى، پس عالم مطلق او است و بس) و هر قادر و توانائى غير او (در بعض امور) توانا است و (در بعض ديگر) ناتوان (و اين دليل بر امكان است، پس قادر حقيقى او است كه قدرت عين ذات او و مبدأ قدرت و هر قادر و توانائى است) (٣) و هر شنوندهاى غير او را آوازهاى بسيار بلند كر مىگرداند و آوازهاى آهسته و دور را نمىشنود (زيرا شنوايى غير او بتوسّط قوّه سامعه جسميّه است و آن قوّه داراى شرايطى است كه اگر آن شرائط موجود نباشد صدايى نشنود، مثلا بسيار آهسته و دور و يا بسيار بلند نباشد كه باعث اختلال آن قوّه گردد و مانع شنوايى باشد، و ليكن چون شنوايى خداوند متعال بذاته و بدون آلت است، لذا همه صداها: آهسته و بلند و دور و نزديك پيش او يكسان و آشكار و نمايان است، پس سميع مطلق و شنواى حقيقى او است) و هر بينائى غير او از (ديدن) رنگهاى پنهان (مانند رنگها در تاريكى) و از (ديدن) اجسام لطيفه (مانند ذرّهها) نابينا است (زيرا بينائى هر كس بتوسّط قوّه باصره جسميّه است كه آن قوّه داراى شرايطى است، و ليكن خداى تعالى بكنه ذات و بدون آلت بينا است، پس همه اشياء: آشكار و نهان پيش او يكسان است) و غير او هر آشكارى پنهان نيست و هر پنهانى آشكار نيست (پس او هم آشكار و هم پنهان است:
آشكار است از جهة اينكه از روى آثار و علامات بر هيچكس پنهان نيست، و پنهان است از جهة اينكه محال است و نمىشود كنه ذاتش را درك نمود، او است خداوندى كه) (٤) مخلوقاتش را نه براى تقويت سلطنت و پادشاهى آفريده و نه براى ترس از پيشآمدهاى روزگار (كه مبادا روزى محتاج شود) و نه براى يارى خواستن (بر دفع) همتائى كه با او نزاع كند، و نه براى جلوگيرى از غلبه و فخر و مباهات شريك و ضدّ، بلكه (آفريدگان) مخلوقاتى هستند پرورده شده (به نعمتهاى او) و بندگانى ذليل و خوار (در مقابل حكم و مشيّت او) (٥) در چيزها حلول نكرده تا گفته شود در آنها است (زيرا حلول در شىء مستلزم جسميّت و امكان است) و از هيچ چيز دور نگشته تا گفته شود از آنها جدا است (زيرا به همه اشياء احاطه دارد) (٦) آفريدن آفريدگان و تدبير و اصلاح حال آن او را خسته و وامانده نگردانيد، و در آفريدن اشياء ناتوان نگرديده، و در آنچه حكم نموده و مقدّر فرموده شبههاى بر او دست نداده، (٧) بلكه حكم او حكمى است استوار و علمش پايدار و امرش ثابت و برقرار، (٨) و بندگان او با وجود عقوبتها و خشمهاى او باو اميدوارند (زيرا ملجأ و پناهى جز او ندارند) و با وجود نعمتها و بخششهايش از او هراسانند (كه مبادا كارى كنند كه بعذاب گرفتار شوند).