گلزار مقدس: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٣٨ - اشعار 'منعم' در ماده تاریخ دیوان گلزار
و کشور ساسانی دشواریش به آسانی و قرین تأییدات آسمانی گشته... از هر گوشه و کنار عندلیبان گلشن انس و بلبلان خوش الحان دانش و بینش مترنّم و دیوان های هوش زدا و نغمات دل ربا به معرض و نمایشگاه عالم آورده، اینک هم به نوبه خود، استاد فضل و بلاغت و سخن سنج بی همال فصاحت، آقای رجبعلی گلزار، چشم اهل هنر را روشن و گلستان طبع مستعدان را طراوتی به سزا بخشیده، از نشر این کتاب مستطاب و دیوان حقایق و دقایق، دری از خلد گشوده و شمیمی از نسایم فرح افزای فردوس آورده و دماغ جان هر صاحب ذوقی را معطّر ساخته.
گر صدق سخن خواهید دفتر را برگشایید تا دقایق حقیقت بنگرید و دیوان را باز کنید تا حقایق و لطایف مشاهده کنید، که گل را باید دید و لذّت برد و شهد شکر را باید چشید و شیرین کام گردید. نافه را باید برگشود تا مشام جان معطّر شود و سخن گوینده را باید شنود و به میزان درایت سنجید تا به کنه آن رسید".
اشعار "منعم" در ماده تاریخ دیوان گلزار
(١٣٥٣)
میرزا شکرالله منعم[١] که به نوشته شیدا: "الحقّ والانصاف استاد شعر و ادب و جامع فضایل و کمالات صوری و معنوی" بوده، قطعه ای در تاریخ "دیوان اشعار آبدار حضرت گلزار، رفیق شفیق و دوست با تحقیق" خود سروده که چنین است:
[١] شاعر شیرین سخن و ادیب عارف. از شعرای مشهور اصفهان که به شغل زرگری اشتغال داشته و در انواع فنون سخن استاد بوده و به گفته خودش بیش از صد هزار بیت شعر سروده بود. وی در شنبه ٤ جمادی الاولی ١٣٦٠ق وفات نمود و در تکیه آغاباشی مدفون گشت.