مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية
(١)
پيش گفتار
٩ ص
(٢)
مقدمه و شرح از استاد سيد جلال الدين آشتيانى
١١ ص
(٣)
گفتار در مفاتيح غيب
١١ ص
(٤)
گفتار در اراده و مشيّت
١٧ ص
(٥)
گفتار در اطلاق ذات
٢٠ ص
(٦)
گفتار در حقيقت عماء
٣٠ ص
(٧)
گفتار در كمال اسمايى
٣٢ ص
(٨)
گفتار در اعيان ثابته و حقيقت آن
٣٦ ص
(٩)
گفتار در احديت لا بشرط
٤٤ ص
(١٠)
گفتار در حقيقت وجود و مراتب آن
٤٥ ص
(١١)
گفتار در بداء و قدر
٤٦ ص
(١٢)
بحث تفصيلى در باب بداء
٥٤ ص
(١٣)
گفتار امير المؤمنين در مسأله قدر
٥٩ ص
(١٤)
گفتار در سعادت و شقاوت
٦٥ ص
(١٥)
گفتار در حقايق امكانى و صور قدرى
٦٦ ص
(١٦)
گفتار در اظله و ظلة الخضراء
٦٩ ص
(١٧)
گفتار در تقاول و انباء
٧٢ ص
(١٨)
گفتار در اقسام كلام
٧٥ ص
(١٩)
گفتار در حقيقت وحى
٧٥ ص
(٢٠)
گفتار در اسم المتكلم
٧٨ ص
(٢١)
گفتار در عقل اول
٨٠ ص
(٢٢)
گفتار در جبر و تفويض و امر بين الأمرين
٨٣ ص
(٢٣)
گفتار در اسم اعظم
٨٤ ص
(٢٤)
گفتار در مقام موسى ع و خضر و ولايت آن دو بزرگوار
٨٧ ص
(٢٥)
گفتار در تفاوت مقام حضرت ختمى مرتبت با موسى ع
٩٣ ص
(٢٦)
گفتار در ثبوت اعيان
٩٥ ص

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩١ - گفتار در مقام موسى ع و خضر و ولايت آن دو بزرگوار

بگويد:

«إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْ‌ءٍ بَعْدَها فَلا تُصاحِبْنِي.» فنهاه عن صحبته.

فلمّا وقعت الثالثة، قال: «هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ.» و ما قال له موسى لا تفعل و لا طلب صحبته، لعلمه بقدر التي هو فيها التي أنطقته بالنهي عن أن يصحبه. فسكت موسى، و وقع الفراق. [٨٢] حضرت ختمى مرتبت ناشكيبايى موسى را ناشى از عدم بلوغ ولايت حضرت موسويه در حد ولايت حضرت خضر، يا قريب الأفق بودن ولايت آن دو مقرب درگاه الهى، دانسته و فرمودند: رحمة اللّه علينا و على موسى، ليته صبر حتّى يقصّ علينا من أنبائهما. و قال، صلى اللّه عليه و آله: لو لا أنه عجّل، لرأى العجب؛ و لكنه أخذته من صاحبه ذمامة.

و اما فايده اين مصاحبت آن بود كه موسى، عليه السلام، نظر به آن كه بر كثيرى از رسل رجحان داشت، و نيز از جهت علوّ مرتبه حضرت موسويه و امتيازات خاصه آن جناب (از جمله تكلم حق با او بدون وساطت ملك، و نزول تورات كه كتابة الحق له التوراة بيده عزّ شأنه. چنانكه در مأثورات نبويه، صلى اللّه عليه و آله، مذكور است: إنّ اللّه كتب التوراة بيده، و غرس شجرة طوبى بيده، و خلق جنّة عدن بيده، و خلق آدم بيده. [٨٣]) و اينكه موسى از عطايا و هبات حاصل از اسم «الظاهر» حظ وافر داشت، خداوند جهت تكميل او خواست تا از فيض حاصل از اسم «الباطن» و احكام آن او را بهره‌مند نمايد، و از اين راه موسى به مقام جمع بين هذين الاسمين متشرف گردد، و لو آن كه بهره او از اسم «الظاهر» بيشتر باشد. [٨٤]


[٨٢] منبع پيشين.

[٨٣] پروفسور ويليام چيتيك در تعليقات خويش بر نقد النصوص نوشته است سندى از اين حديث به دست نيامد.

رجوع كنيد به «تعليقات»، ص ٣٦٤. در مآخذ عامه، في «حديث القيامة حال عرض الأمم عليه [ص‌]»، نقل شده است: إنه لم ير أمة نبىّ من الأنبياء أكثر من أمة موسى عليه السلام. اما پيداست كه اين جزء حديث با واقع مطابقت ندارد. بلكه و لم ير أمة نبى أقل من أمة موسى؛ و لن ير أمة أكثر فتنة من صهيونيزم، قد غلب على نفوسهم الإلحاد و أكثر رؤسائهم.

[٨٤] غير از حضرت ختمى مقام، كه جهت قابليت و عين ثابت او سيادت بر ديگر اعيان قدريه علميه دارد، و ناچار جهت و لسان قابليت او أتم الألسنة است و حقيقت محمديه، يعنى عين ثابت او، حاكم بر جميع اسماء الهيه مى‌باشد به وصف جمعيت و حد اعلاى عدالت، ديگر انبيا بهره از مظهريت اسم اعظم ندارند، و به مقام اطلاق جمع بين الأسماء الظاهرة و الباطنة نرسيده‌اند. در برخى از انبيا غلبه از ناحيه اسم «الظاهر» است؛ و در بعضى غلبه از ناحيه اسم «الباطن» است؛ و همچنين است در اسماء جماليه و جلاليه.