مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١ - گفتار در بداء و قدر
در علم حق، مراد تعين و صورت معلوميت ذات است. و از آن جهت كه مستقر در حضرت علميه و واقع در مرتبه الوهيت است، هرگز به وجود خارجى متلبس نمىشود؛ و ظل آن در خارج تحقق مىيابد. و اسماء الهيه نيز مانند صور قدريه از آن جهت كه از شئون ربوبى در مرتبه واحديت است، ظل آن اسماء از مجراى اعيان در خارج متحقق مىشود؛ و هرگز از مرتبه خود تنزل، به معناى تجافى از ذات، نمىنمايد: با حفظ مقام و هويت ظاهر و سارى در نوازل است. نگارنده اين سطور در مقام بيان فرق بين «عروج» و «معراج» سرّ اين حقيقت را آشكار خواهد كرد.
في صحيح البخاري: من تقرّب إلىّ شبرا، تقرّبت منه ذراعا. [٢٩] اين قرب «قرب مخصوص» است؛ و برگشت آن به احوال و اعمال موجب قرب است. و از امور مسلمه قرب حق است به مخلوقات كه از آن به «قرب وريدى» و «توليه» تعبير كردهاند، نظر به كريمه «وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها.» و كريمه «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ.» و مباركه «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ.» اين «قرب» از ناحيه معيت قيّوميه حق براى همه مخلوقات ثابت است؛ و مقوّم مخلوق نافذ در باطن مخلوقات و ظاهر و سارى در كافه انيّات است. و قرب به حق اگر چه امرى مسلم است، ولى حجب و استار ظلمانى حاصل از تبعات نفس امّاره و ظلمتكده نفس تابع شهوات، سبب بعد موجود متوطن در قريه انسان و متوقف در مقام نفس و مدبر به عقل مىگردد كه در آيه مباركه «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ» كليات آن مذكور افتاده است؛ و نيز حجب نورانى، كه استار و حجب رقيقه محسوب مىشوند، موجب دورى از خداوند است. و اين مسافت دور و دراز از جانب خلق مانع قرب است. و حق جهت برداشتن حجب مانع مشاهده عبد، كه از جانب عبد است، از نهايت لطف و رأفت و فتح باب هدايت گوشزد مىفرمايد كه اگر يك وجب به من از ناحيه اطاعت نزديك شوى، من به قدر يك ذراع به تو نزديك خواهم شد. و نيز مىفرمايد كه من أتانى يسعى، أتيته هرولة. و اين قبيل از خطابات عقول را حيران و سرگردان مىنمايد كه:
[٢٩] صحيح البخاري، دار الفكر، جزء هشتم، ص ١٧١. اين حديث در ديگر آثار و جوامع روايى اهل سنت و جماعت نيز وارد شده است.