مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٠ - گفتار در اظله و ظلة الخضراء
حضرت ختمى ولايت و نبوت و خواص از عترت لا تعد و لا تحصى است. ارباب كلام و حديث، و غير اين فرق كه درك فرق بين «نبوت تعريفى» و «نبوت تشريعى» را فاقدند، به بيراهه زدهاند و نمىدانند روح نبوت و حقيقت ولايت وابسته به انباء و اخبار از ذات و صفات و احكام در عالم خلق و ماده و شهادت نيست؛ و النبي هو المنبئ عن ذاته و صفاته و أفعاله تعالى. از آن جا كه اين مقام براى كمل از محمديين در مقام وساطت در فيض ثابت است، ارباب تحقيق نبوت را خاص پيغمبرى دانسته و يا اطلاق بر كسى نمودهاند كه در همين عالم شهادت بر وى وحى نازل شود، آن هم توسط ملك مقرب، يا ظهور علايمى از عالم مثال كدوىّ النحل أو سلسلة الجرس.
اينكه در حديث مفضّل از امام صادق، عليه السلام، سؤال شد: كيف كنتم في الأظلّة مراد از «أظلّة» و «ظلّة خضراء» تحقق آن بزرگواران به صور قدريه در حضرت «لاهوت» و مرتبه واحديت و مقام ظهور صور قدريه و اعيان ثابته مىباشد.
اينكه فرمود: في ظلّة خضراء، وجه تسميه ساكنان در حضرت لاهوت به «في ظلّه خضراء»، يا وجه اطلاق «أظلة» به خضراء آن است كه «خضرت» سياهى مخلوط و ممزوج به سفيدى را گويند؛ و در لسان ارباب عرفان كه گويند
| «سياهى خود نشان از نور ذاتست» |
|
|