سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥ - مقدمة آية الله جوادى آملى
اين گونه از احاديث اهل بيت به منزله قواعد عرفانى است كه عرفا با اجتهاد تهذيبى و مجاهدت تزكيهاى فروع فراوانى را مشاهده مىنمايند، كه نتيجه آن اين است كه هر «تكبير» ى به نوبه خود تأسيس پايه جديد از سير معنوى است، نه تكرار مايه گذشته؛ چنانكه در پايان سر الصلاة چنين آمده است: «تكبيرات افتتاحيه براى شهود تجليات است از ظاهر به باطن، و از تجليات افعالى تا تجليات ذاتى ... و تكبيرات اختتاميه براى تجليات از باطن به ظاهر، و از تجليات ذاتيه تا تجليات افعاليه. چنانكه مرحوم قاضى سعيد قمى تكبيرهاى پايان نماز را نتايج توحيدهاى سهگانه مىداند.» [١]
سرّ تسليم در پايان نماز
نمازگزار پس از رجوع از وحدت به كثرت، و از حق به خلق، و از محو به صحو، و از فنا به بقاء بعد از فنا، همراهان خود را مىبيند، و در جمع آنها حضور يافته بر آنها سلام مىكند؛ و نيز به عنوان سلامِ توديع، بر انبيا و فرشتگان و معصومين (ع) سلام مىفرستد.
سپس وارد نشئه ملك مىگردد، و چون تازه در جمع آنان داخل مىشود، به آنها سلام مىكند؛ زيرا در متن نماز سرگرم مناجات با خالق بود:
المُصلّي يناجي ربه
. و با «تسليم» پايان نماز، سفر چهارم از «اسفار چهارگانه» خاتمه مىيابد. [٢]
صاحب الفتوحات المكية را- كه بعد از وى هر چه در زمينه معارف و اسرار، به تازى و فارسى يا نظم و نثر، تصنيف يا تأليف شده است نسبت به نوشتار شيخ اكبر چه شبنمى است كه در بحر مىكشد رقمى- درباره سرّ «سلامِ» پايانى لطيفهاى است به ياد ماندنى، كه آن را مرحوم قاضى سعيد قمى به عنوان «قال بعض أهل المعرفة»، [٣] بدون تعيين نام آن قائل، نقل نمود. اصل كلام محيى الدين در فتوحات چنين است: «سلام نمازگزار درست نيست مگر آنكه در حال نماز از ما سوى اللَّه غايب شده و با خداوند مناجات كند.
هنگامى كه از نماز منتقل مىشود و
[١] اسرار العبادات، ص ١٢١.
[٢] پايان فصل دوازدهم از مقاله دوم كتاب.
[٣] اسرار العبادات، ص ١١٩.