سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦ - مقدمة آية الله جوادى آملى

موجودهاى خلقى را مشاهده مى‌نمايد، چون غايب از آنها بود و تازه در جمع آنها حاضر مى‌شود لذا بر آنان سلام مى‌كند. و اگر نمازگزار همواره با موجودهاى خلقى بوده و حواس او متوجه مردم بود، چگونه بر آنها سلام مى‌نمايد؛ زيرا كسى كه در جمع ديگران هماره حاضر است، به آنها سلام نمى‌كند. و اين نمازگزار بايد شرمنده شود، چون با سلام خود رياكارانه به مردم نشان مى‌دهد كه من در نزد خدا بودم و تازه به جمع شما پيوستم ... و سلام عارف براى انتقال از حالى به حال ديگر است: يك سلام بر منقول عنه، و يك سلام بر منقول إليه ...» [١]

و از روايت عبد اللَّه بن فضل هاشمى از حضرت امام صادق (ع) استفاده مى‌شود كه سلام نشانه ايمنى است، هم از طرف سلام‌كننده و هم از طرف جواب‌دهنده. و همين نشانه در پايان نماز به منظور تحليل كلام آدمى، كه با «تكبيرة الاحرام» حرام شده بود، و به قصد در امان بودن نماز از چيزى كه او را تباه كند قرار داده شد. و «سلام» اسمى از اسماء خداست، و از طرف نمازگزار بر دو فرشته موكل خدايى فرستاده مى‌شود. و الحمد للَّه رب العالمين. [٢]

قم، دهم ماه مبارك ١٤١٠

١٧ فروردين ١٣٦٩

عبد اللَّه جوادى آملى‌


[١] الفتوحات المكية، ج ١، ص ٤٣٢.

[٢] وسائل، «كتاب الصلاة»، «ابواب التسليم». باب ١.