سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠ - مقدمة آية الله جوادى آملى

سپس به عنوان تعقيب نماز، گفته مى‌شود همانا «تكبير» است. و «تكبير» گرچه نشانه «جمال» حق است، ولى «جلال» الهى در آن مستتر است؛ زيرا خود «تكبير» عين «تنزيه» است؛ چون معناى‌ الله أكبر اين نيست كه خداوند بزرگتر از اشياء ديگر است، بلكه معنايش اين است كه خداوند بزرگتر از توصيف است، گرچه به وصف كبريايى مطلق باشد. و اين بزرگداشت از «توصيف» همان تنزيهى است كه از آيه‌ سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ‌ [١] استفاده مى‌شود. و چون از اذان و اقامه و تكبيرهاى هفت‌گانه افتتاحى گرفته تا تكبيرهاى سه‌گانه تعقيب نماز خداوند تنزيه مى‌شود، لذا نماز به نوبه خود «تسبيح» خواهد بود؛ و از اين جهت از آيه‌ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ [٢] و آيه‌ فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ‌ [٣] دستور به نماز استفاده شده است، كه منظور از «تسبيح» در بامداد و شامگاه همان نماز است، نه ذكر مطلق. و اگر به مخلَصين (به فتح) اجازه توصيف حق داده شد، براى آن است كه ذوات مقدسه در اثر نيل به مقام «فنا» از خود سخن نمى‌گويند، بلكه با لسان حق توصيف مى‌نمايند (در قرب نوافل) و حق به زبان آنها سخن مى‌گويد (در قرب فرائض).

سيرى در سرّ الصلاة

جامعان بين «غيب» و «شهادت» مى‌كوشند همه آنچه را فهميده يا يافته‌اند به جامعه بشرى منتقل كنند؛ لذا گاهى در علوم نقلى با استنباط از ظواهر دينى تدريس و تصنيف دارند؛ و زمانى در علوم عقلى با استمداد از علوم متعارفه و مبادى تبيين‌شده آن دراسه و كراسه‌اى به يادگار مى‌نهند؛ و گاهى نيز در مشاهده‌هاى قلبى با استعانت از كشف‌هاى اوّلى خطاناپذير معصومان (ع) وراثتى و رسالتى را به شاهدان انتقال مى‌دهند؛ و اسوه سالكان خواهند شد.

يكى از چهره‌هاى درخشان جمع بين «غيب» و «شهود» استاد عاليمقام، حضرت امام خمينى (ره)، است كه راقم اين سطور از مهرماه ١٣٣٤ تا سال ١٣٤١


[١] (صافات/ ١٨٠).

[٢] (آل عمران/ ٤١).

[٣] (روم/ ١٧).