سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣ - مقدمة آية الله جوادى آملى
آن «تجليه» و سرّ سرّ آن «تفريد» و ... مىباشد. [١] و اين راه را نيز راهيان قبلى در اسرارنويسى خود طى كردهاند. چون همان طورى كه وارد شده:
لا صلاة إلا بفاتحة الكتاب
، به همان نسبت رسيده است كه
لا صلاة إلا بطهور
، لذا رازيابى نماز بدون توجه به سرّ «طهارت» ميسور نخواهد بود. و چون اصل «طهارت» مانند اصل «نيّت» و حضور قلب در بسيارى از عبادتها به طور لزوم يا استحباب معتبر است، با تبيين راز «طهارت» و تحليل سرّ «نيت» اسرار بسيارى از عبادتها روشن خواهد شد؛ لذا محور مبحث مقدمى اين كتاب، كه حاوى فصول ششگانه مىباشد، در كليات رازيابى عبادت تدوين شد.
و چون خصيصه رهبرى و امامت در جان معظم له تعبيه شده بود، هرگز تفكر گروهى انديشههاى عرفانى ايشان را رها نمىكرد؛ زيرا عرفان او سبب نجات جامعه از انزوا شد، نه آنكه مايه انزواى خود عارف گردد. لذا بعد از اينكه گفتار مرحوم شهيد سعيد ثانى را از كتاب اسرار الصلاة او نقل مىكند، فوراً چنين استدراك مىفرمايد: «اينكه فرمودند بهتر آن است كه در بيت مُظْلِم نماز كند، در غير فرائض يوميه است، كه در جماعت مسلمين خواندن آنها از سنن مؤكده است.» [٢] انتخاب وقت فارغ براى عبادت از ريشههاى معتبر نيل به اسرار آن است؛ چنانچه در فصل ششم از مقدمه، و فصل نهم از مقاله يكم، آمده است. ليكن سند اصيل همه اين گفتارها همان است كه در «عهدنامه» امير المؤمنين (ع) به مالك اشتر تدوين شده است: «مالكا بهترين وقتها را براى تحكيم پيوند بين خود و خدايت قرار بده؛ گرچه در صورتى كه نيت خالص باشد و جامعه از آن كام سلامت يابد، همه كارها براى خدا خواهد بود.» [٣]
سرّ اباحه مكان نمازگزار و اقسام فتح
در فصل هشتم مقاله يكم كتاب در تبيين راز مباح بودن مكان چنين آمده است:
«مادامىكه ... قلب در تصرف شيطان يا نفس است، معبدِ حق ... مغصوب است؛ و به هر اندازه كه از تصرف شيطان خارج شد، مورد تصرف جنود رحمانى
[١] فصل ششم از مقاله يكم.
[٢] فصل ششم از مقدمه.
[٣] نهج البلاغة، «نامه» ٥٣.