صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٦ - پيام به نمايندگان مجلس به مناسبت گشايش دومين دوره مجلس (تعيين اولويتها)
ادارات مىبينند به حكم قانونى جلوگيرى كنند و دولت را تا حد استيضاح بكشانند. لكن فرقهاست بين نظارت و استيضاح، و بين عيبجويى و انتقامگيرى. و اين فرق را همه كس پس از رجوع به وجدان خويش مىفهمد. انسان با كمى تفكر در حال خود تشخيص مىدهد كه احضار دولت يا وزير براى خدا و مصالح اسلام و كشور است و در آن جز هدايت و جلوگيرى از انحراف و حفظ مصالح ملت چيز ديگرى دخالت ندارد؛ يا از معيارهاى غير الهى، چون حُب و بغض، دوستى و دشمنى، هواهاى نفسانى چون خودنمايى، عرض اندام و از اين قبيل مكايد نفسانى و شيطانى، برخوردار است. و محك تشخيص معيار الهى از شيطانى آن است كه پس از مراجعه به خود بيايد كه آنچه كه او مىخواهد نفْس عمل است گر چه اين كار را ديگرى انجام دهد؛ و يا آنچه را كه بدان سبب شخصى را احضار كرده است اگر از دوستان عزيز او سر مىزد، با او همان مىكرد كه با اين انجام مىدهد. و اين است معناى روابط و ضوابط و صراط مستقيم كه از ارزشهاى انسانى برخوردار است. خداوند قادر ما را بر آن هدايت فرمايد و از ما دستگيرى كند.
مرحلهاى ديگر: به فرض آنكه هيچ مقصدى جز حقجويى و جلوگيرى از انحراف نباشد، در كيفيت اداى وظيفه و بيان اشكال مىتوان معيار الهى و نفسانى را تشخيص داد.
معيار الهى آن است كه اثبات مدعا مبنى بر استدلال و شواهد متقن باشد، و از كلمات نيشدار و اهانتآميز و كردار ناروا مبرّا باشد. و در غير اين صورت، بايد دانست كه دست شيطان و نفس امّاره بالسوء در كار است و گوينده بازيچه هواى نفس است.
نمايندگان محترم و خواهران و برادران گرامى، مسأله بسيار مهم است. آبرو و حيثيت يك مسلمان يا يك انسان در كار است. چه بسا با يك انحراف شما يك انسان آبرومند در جامعه ساقط شود و شرف يك مؤمن خدشهدار گردد. اگر انحرافى ديديد، نخست بدون سر و صدا دنبال تحقيق رويد. پس از آنكه مسلّماً معلوم شد، قبل از كشيده شدن به مجلس با طرف به گفتگو بنشينيد، و مسأله را حتى الامكان با خود او حل كنيد. اگر در اين مرحله توفيق حاصل نشد، در كميسيون مربوط او را بخواهيد، و با كمك دوستان فيصله