فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٩ - و امّا ملل و نحل
تاريخ مذاهب در واقع شعبهاى از تاريخ اجتماعى است و تاريخ اجتماعى به نوبۀ خود تيرهاى از تاريخ اقوام و ملتها است.
مسلمانان از سدههاى نخست سيرۀ رسول اكرم (ص) و مغازى آن حضرت را كه در واقع تاريخ پيدايش و گسترش اسلام بود به رشتۀ تحرير در آوردند. اين كار هنگامى كه هنوز ياران پيغمبر در ميان مردم مىزيستند صورت گرفت. چنان كه عروة بن زبير (م ٩٢ ه) (فرزند زبير بن عوّام و خواهرزادۀ عايشه همسر پيغمبر) وقايع دوران رسالت را كه از پدر و خالهاش شنيده بود نوشت. نيز ابان بن عثمان (م ١٠٥ ه) فرزند خليفۀ سوم، وهب بن منبه يمانى (م ١١٠ ه) ، محمد بن شهاب زهرى (م ١١٢ ه) ، معمر بن راشد ازدى يمانى (١٥٥ ه) و جمعى ديگر [١٢]جزو نخستين نويسندگان سيرهاند كه اطلاعات خود را به طبقۀ بعد چون: نجيح مدنى، نصر بن مزاحم، محمد بن سائب كلبى، مدائنى، ابو مخنف، هشام كلبى. . . منتقل كردند كه گرچه مستقلا به ما نرسيده ولى منقولات اين عده در سيرۀ ابن اسحاق [١٣]و سيرۀ ابن هشام (م ٢١٨ ه) و مغازى واقدى (م ٢٠٧) و طبقات ابن سعد (م ٢٣٠ ه) به جاى مانده است، كه از آن پس اطلاعات مربوط به سيرۀ پيغمبر و اصحاب به ضميمۀ ساير رويدادهاى دوران صحابه و خلفا در تواريخ عمومى چون تاريخ يعقوبى، دينورى، ابن قتيبه، طبرى و مسعودى ثبت و در تتميم آن، تواريخ بلاد اسلامى و دانشمندان هر شهر و ديار تدوين گرديده است؛ چون تاريخ نيشابور حاكم، تاريخ اصفهان ابو نعيم، تاريخ جرجان سهمى، تاريخ بيهق ابن فندق و غيره.
نويسندگان تواريخ اسلامى بيشتر به تاريخ سياسى اسلام از پيدايش دولتها و جنگها و اتّفاقات مهم و شرح حال علما نظر داشتهاند و جنبههاى اجتماعى جز به صورت اشاراتى گذرا در لابلاى وقايع اتّفاقيه، كمتر وجهۀ نظر نويسندگان بوده است.
اوّلين كسى كه در اسلام بلكه ساير امم به تأليف تاريخ اجتماعى پرداخته ابن خلدون است كه در مقدمۀ پرارج تاريخ بزرگ خود (العبر فى
[١٢] -رجوع كنيد به فهرست ابن نديم. نيز مقالۀ نگارنده «كتب سيره رسول اكرم (ص)» در نامۀ آستان قدس، ش ١٨.
[١٣] -محمد بن اسحاق بن يسار مدنى نويسندۀ سيرة النبى است كه در سال ١١٩ به اسكندريه رفت و از آنجا به بغداد منتقل گرديد و بدرود حيات گفت. سيرۀ ابن اسحاق اخيرا چاپ و انتشار يافته است (اعلام زركلى) .