فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١١ - و امّا ملل و نحل

مأمون نيز از متكلمان نامى اسلامى است كه حتى پيش از رسيدن به خلافت در مرو، مجالس مناظره بين صاحبان اديان و مذاهب تشكيل مى‌داد و خود ناظر ميداندارى صاحب‌نظران هر گروه بود. نوشته‌اند كه وى در روزهاى سه‌شنبۀ هر هفته علما و محققان از ارباب ديانات و مقالات را در دربار خود جمع مى‌كرد كه در حضور وى به بحث و مناظره بپردازند. [١٥]

در اين مجالس كسانى امثال هيربد اكبر (پيشواى مجوس) و يزدانبخت و عمران صابى (بزرگ متكلمان) و ابالش (زنديق) و جاثليق (نصرانى) و رأس الجالوت (عالم يهودى) همچنين از دانشمندان فرق اسلامى چون ابن جهم، سليمان مروزى و غيره حضور مى‌يافتند. [١٦]وى معتقد بود كه غلبه بر خصم بايد به حجت باشد نه به قدرت؛ زيرا غلبه‌اى كه به قدرت حاصل شود با زوال قدرت از بين مى‌رود، امّا غلبه‌اى كه به حجّت حاصل آيد هيچ چيز نمى‌تواند آن را از ميان ببرد. [١٧]

در كتابهاى توحيد صدوق، عيون اخبار الرضا (ع) و احتجاج طبرسى، بخشى از اين مناظرات را كه با حضور حضرت رضا (ع) در محضر مأمون صورت پذيرفته مى‌بينيم. برامكه نيز از متكلمان حمايت مى‌كردند و خود مجالس مناظرۀ مذهبى تشكيل مى‌دادند. يحيى برمكى، هشام بن حكم شاگرد و صحابى امام صادق (ع) را بزرگ مى‌داشت و او را به مناظرۀ با فرق مخالف ترغيب و تحريص مى‌كرد. حتى نوشته‌اند در يكى از اين مجالس مناظره، هارون الرشيد نيز در خفا ناظر و شاهد غلبۀ هشام بر مخالفان بوده است. [١٨]

در كتاب پرارج ابن شهر آشوب موسوم به مناقب آل ابى طالب، مناظره‌اى را كه هشام با عبد اللّه بن اباض، پيشواى فرقۀ اباضيه نموده آورده است.

اين عبد اللّه به مذهب خوارج بود منتهى جانب اعتدال را مراعات مى‌كرد و بر خلاف ساير خوارج (امثال نجدات و صفريه و ازارقه) قتال با مسلمانان را روا نمى‌دانست و اموال مسلمانان را مباح نمى‌شمرد، ولى از خلفاى راشدين، فقط ابو بكر و عمر را قبول داشت و عثمان و على را انكار مى‌كرد. [١٩]


[١٥] -مروج الذهب.

[١٦] -بحار الأنوار، ج ١٠،٢٩٩ تا ٣١٨.

[١٧] -تاريخ بغداد، ج ١٠/١٨٦.

[١٨] -اختيار رجال الكشى، ص ٢٥٨، تنقيح المقال مامقانى.

[١٩] -شايد همين جنبۀ اعتدالى اين فرقه بوده كه تنها از فرق خوارج باقى مانده‌اند. و در شمال