اعتقاد ما - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - ٤٥- حقيقت امامت
«وَ اذِ ابْتَلى ابْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ انّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ اماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدِى الظّالِمينَ؛ به ياد آور هنگامى را كه پروردگار ابراهيم عليه السلام او را با امور گوناگون آزمود، و او از عهده آزمايشهاى الهى به طور كامل برآمد، خدا فرمود من تو را امام مردم قرار دادم، ابراهيم عرض كرد: از دودمان من نيز امامانى قرار ده، خداوند فرمود: پيمان من (امامت) هرگز به ستمكاران نمىرسد (و تنها نصيب معصومان از ذريّه تو مىشود)!». [١]
بديهى است يك چنين مقامى در مسأله حكومت ظاهرى خلاصه نمىشود، و اگر امامت به صورتى كه گفته شد تفسير نشود آيه فوق مفهوم روشنى نخواهد داشت.
ما معتقديم: تمام پيامبران اولواالعزم داراى مقام امامت بودند، آنچه را با رسالت خود عرضه كردند، در عمل تحقّق مىبخشيدند، و رهبر معنوى و مادّى و ظاهرى و باطنى مردم بودند، مخصوصاً پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از آغاز نبوّتش مقام والاى امامت و رهبرى الهى را نيز داشت، و كار او در ابلاغ فرمانهاى الهى خلاصه نمىشد.
ما معتقديم: خطّ امامت بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله نيز در معصومان از ذريّه او ادامه يافت.
با توجّه به تعريفى كه براى مسأله امامت در بالا آمد به خوبى معلوم مىشود كه رسيدن به اين مقام، شرايط سنگينى دارد، هم از نظر تقوا (تقوايى در حدّ معصوم بودن از هر گونه گناه) و هم از نظر علم و دانش و احاطه به تمام معارف و دستورات دين و شناختن انسانها و نيازهاى
[١]. سوره بقره، آيه ١٢٤