اعتقاد ما - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧ - ١٨- مسأله توسّل
فَاسْتَغْفَرُوا اللَّه وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّه تَوّاباً رَحيماً؛ اگر آنها هنگامى كه به خود ستم مىكردند (و مرتكب معصيت مىشدند) به نزد تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىكردند، و رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز براى آنها طلب آمرزش مىنمود خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند». [١]
و نيز در داستان برادران يوسف عليه السلام مىخوانيم: «آنها به پدرشان متوسّل شدند و گفتند: «يا ابانا اسْتَغْفِرْ لَنا انّا كُنّا خاطِئينَ؛ اى پدر! براى ما، از خدا آمرزش بخواه، چرا كه ما خطاكار بوديم!» پدر پير (يعقوب پيامبر) اين پيشنهاد را از آنها پذيرفت و به آنان وعده مساعد داد و گفت: «سَوْفَ اسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبّى؛ به زودى براى شما از پيشگاه پروردگارم طلب آمرزش مىكنم». [٢] اينها گواه بر اين است كه «توسّل» در امّتهاى پيشين بوده و هست.
ولى نبايد از اين حدّ منطقى فراتر رفت، و اولياء اللَّه را مستقل در تأثير و بىنياز از اذن خدا دانست كه سبب «شرك و كفر» خواهد شد.
و نيز نبايد توسّل به صورت عبادت اولياء اللَّه درآيد كه آن هم «شرك و كفر» است، زيرا آنها در ذات خود و بدون اذن پروردگار مالك سود و زيانى نيستند: «قُلْ لا امْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَ لا ضَرّاً الّا ما شاء اللَّه؛ بگو: من (حتّى) براى خودم مالك سود و زيانى نيستم مگر آنچه خدا بخواهد» [٣] و غالباً در ميان گروهى از عوام از همه فِرَق اسلامى هميشه افراط و تفريطهايى در مسأله توسّل ديده مىشود كه بايد آنها را ارشاد و هدايت كرد.
[١]. سوره نساء، آيه ٦٤
[٢]. سوره يوسف، آيات ٩٧ و ٩٨
[٣]. سوره اعراف، آيه ١٨٨