اعتقاد ما
(١)
هدف از تأليف اين كتاب و رسالت آن
٩ ص
(٢)
بخش اوّل خداشناسى و توحيد
١٣ ص
(٣)
1- وجود قادر متعال
١٣ ص
(٤)
2- صفات جمال و جلال او
١٤ ص
(٥)
3- ذات پاكش نامتناهى است
١٥ ص
(٦)
4- او جسم نيست و هرگز ديده نمىشود
١٧ ص
(٧)
5- توحيد، روح تمام تعليمات اسلام است
١٩ ص
(٨)
6- شاخههاى توحيد
٢٠ ص
(٩)
الف توحيد ذات
٢٠ ص
(١٠)
ب توحيد صفات
٢٠ ص
(١١)
ج توحيد افعال
٢٠ ص
(١٢)
د توحيد عبادت
٢٢ ص
(١٣)
7- معجزات پيامبران به اذن خداست
٢٣ ص
(١٤)
8- فرشتگان خدا
٢٤ ص
(١٥)
9- عبادت مخصوص اوست
٢٥ ص
(١٦)
11- نه تعطيل نه تشبيه
٢٨ ص
(١٧)
10- كنه ذات پاك او بر همه مخفى است
٢٦ ص
(١٨)
بخش دوّم نبوّت پيامبران الهى
٢٩ ص
(١٩)
12- فلسفه بعثت پيامبران
٢٩ ص
(٢٠)
13- همزيستى با پيروان اديان آسمانى
٣١ ص
(٢١)
14- معصوم بودن انبيا در تمام عمر
٣٢ ص
(٢٢)
15- آنها بندگان فرمانبردار خدا هستند
٣٣ ص
(٢٣)
16- معجزات و علم غيب
٣٤ ص
(٢٤)
17- مقام شفاعت پيامبران
٣٥ ص
(٢٥)
18- مسأله توسّل
٣٦ ص
(٢٦)
19- اصول دعوت انبيا يكى است
٣٨ ص
(٢٧)
20- اخبار انبياى پيشين
٣٨ ص
(٢٨)
21- پيامبران و اصلاح تمام شؤون زندگى
٣٩ ص
(٢٩)
22- نفى امتيازات قومى و نژادى
٤٠ ص
(٣٠)
23- اسلام و سرشت انسانى
٤١ ص
(٣١)
بخش سوّم قرآن و كتب آسمانى
٤٣ ص
(٣٢)
24- فلسفه نزول كتابهاى آسمانى
٤٣ ص
(٣٣)
25- قرآن برترين معجزه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله
٤٤ ص
(٣٤)
26- عدم تحريف قرآن
٤٥ ص
(٣٥)
27- قرآن و نيازهاى مادّى و معنوى انسانها
٤٨ ص
(٣٦)
28- تلاوت، تدبّر، عمل
٤٩ ص
(٣٧)
29- بحثهاى انحرافى
٥٠ ص
(٣٨)
30- ضوابط تفسير قرآن
٥١ ص
(٣٩)
31- خطرات تفسير به رأى
٥٣ ص
(٤٠)
32- سنّت، برخاسته از «كتاب اللَّه» است
٥٤ ص
(٤١)
33- سنّت امامان اهل بيت عليهم السلام
٥٦ ص
(٤٢)
بخش چهارم قيامت و زندگى پس از مرگ
٥٩ ص
(٤٣)
34- بدون معاد زندگى نامفهوم است
٥٩ ص
(٤٤)
35- دلايل معاد روشن است
٦٠ ص
(٤٥)
36- معاد جسمانى
٦٢ ص
(٤٦)
37- عالم عجيب پس از مرگ
٦٣ ص
(٤٧)
38- معاد و پرونده اعمال
٦٤ ص
(٤٨)
39- شهود و گواهان در قيامت
٦٥ ص
(٤٩)
40- صراط و ميزان اعمال
٦٦ ص
(٥٠)
41- شفاعت در قيامت
٦٨ ص
(٥١)
42- عالم برزخ
٧٠ ص
(٥٢)
43- پاداشهاى معنوى و مادّى
٧٢ ص
(٥٣)
بخش پنجم مسأله امامت
٧٥ ص
(٥٤)
44- هميشه امامى وجود دارد
٧٥ ص
(٥٥)
45- حقيقت امامت
٧٦ ص
(٥٦)
46- امام از گناه و خطا معصوم است
٧٨ ص
(٥٧)
47- امام پاسدار شريعت است
٧٨ ص
(٥٨)
49- امام بايد منصوص باشد
٧٩ ص
(٥٩)
48- امام آگاهترين مردم به اسلام است
٧٨ ص
(٦٠)
50- امامان به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله تعيين شدهاند
٧٩ ص
(٦١)
52- تأكيد هر امام بر امام بعد از خود
٨٣ ص
(٦٢)
51- نصب على عليه السلام از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله
٨١ ص
(٦٣)
53- على عليه السلام افضل صحابه بود
٨٤ ص
(٦٤)
54- صحابه در برابر داورى عقل و تاريخ
٨٥ ص
(٦٥)
55- علوم ائمه اهل بيت عليهم السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله است
٨٨ ص
(٦٦)
بخش ششم مسائل گوناگون
٩١ ص
(٦٧)
56- مسأله حسن و قبح عقلى
٩١ ص
(٦٨)
57- عدل الهى
٩٢ ص
(٦٩)
58- آزادى انسان
٩٣ ص
(٧٠)
59- يكى از منابع فقه، دليل عقل است
٩٣ ص
(٧١)
نفى تكليف ما لا يطاق
٩٦ ص
(٧٢)
61- فلسفه حوادث دردناك
٩٦ ص
(٧٣)
60- باز هم عدل الهى
٩٥ ص
(٧٤)
62- عالم هستى نظام احسن است
٩٧ ص
(٧٥)
63- منابع چهارگانه فقه
٩٨ ص
(٧٦)
64- باب اجتهاد دائماً مفتوح است
٩٩ ص
(٧٧)
65- خلأ قانونى وجود ندارد
١٠٠ ص
(٧٨)
66- تقيّه و فلسفه آن
١٠١ ص
(٧٩)
67- در كجا تقيّه حرام است
١٠٤ ص
(٨٠)
68- عبادات اسلامى
١٠٤ ص
(٨١)
69- جمع ميان نمازها
١٠٥ ص
(٨٢)
70- سجده بر خاك
١٠٦ ص
(٨٣)
71- زيارت قبور پيامبران و امامان
١٠٧ ص
(٨٤)
72- مراسم سوگوارى و فلسفه آن
١٠٨ ص
(٨٥)
73- ازدواج موقّت
١١٢ ص
(٨٦)
74- تاريخچه تشيّع
١١٥ ص
(٨٧)
75- جغرافياى مذهب شيعه
١١٧ ص
(٨٨)
76- ميراث اهل بيت عليهم السلام
١١٩ ص
(٨٩)
77- دو كتاب بزرگ
١٢٠ ص
(٩٠)
78- نقش شيعه در علوم اسلامى
١٢٣ ص
(٩١)
79- صدق و راستى و امانت از اركان مهم و اساسى اسلام
١٢٤ ص
(٩٢)
80- آخرين سخن
١٢٥ ص

اعتقاد ما - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧ - ٤- او جسم نيست و هرگز ديده نمىشود

٤- او جسم نيست و هرگز ديده نمى‌شود

ما معتقديم: خداوند هرگز با چشم ديده نمى‌شود، چرا كه رؤيت با چشم به معنى جسم بودن و مكان و محل و رنگ و شكل و جهت داشتن است، و اينها همه صفات مخلوقات است، و خداوند برتر از آن است كه صفات مخلوقات داشته باشد.

بنابراين اعتقاد به رؤيت خداوند يك نوع آلودگى به شرك است: «لا تُدْرِكُهُ الابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الابْصارَ وَ هُوَ اللّطيفُ الْخَبيرُ؛ چشمها او را نمى‌بينند ولى او همه چشم‌ها را مى‌بيند و او بخشنده و آگاه است». [١]

به همين دليل هنگامى كه بهانه‌جويان بنى‌اسرائيل از موسى عليه السلام تقاضاى رؤيت خدا كردند و گفتند: «لَنْ نُؤمِنَ لَكَ حَتّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً؛ هرگز به تو ايمان نمى‌آوريم تا خدا را آشكارا ببينيم!» [٢] موسى آنها را به كوه طور برد و تقاضاى آنها را تكرار نمود، و از سوى خداوند چنين پاسخ شنيد: «لَنْ تَرانى وَلكِنِ انظُرْ الَى الجَبَلِ فَانِّ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانى فَلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دكّاً وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمّا افاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ الَيْكَ وَ انَا اوَّلُ الْمُؤمِنينَ؛ هرگز مرا نخواهى ديد ولى به كوه نگاه كن اگر در جاى خود ثابت ماند مرا خواهى ديد و چون پروردگارش بر كوه جلوه كرد، آن را همسان خاك نمود، و موسى مدهوش بر زمين افتاد، هنگامى كه به هوش آمد عرض كرد: خداوندا! منزّهى از اين‌كه با چشم ديده شوى، من به سوى تو باز مى‌گردم و من نخستين مؤمنانم». [٣]


[١]. سوره انعام، آيه ١٠٣

[٢]. سوره بقره، آيه ٥٥

[٣]. سوره اعراف، آيه ١٤٣