اعتقاد ما - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦ - ٣- ذات پاكش نامتناهى است
همه جاست، و در عين حال مكانى ندارد: «وَ نَحْنُ اقْرَبُ الَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ؛ و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم»! [١]
«هُوَ الاوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَىءٍ عَليم؛ اوست آغاز و پايان، و پيدا و پنهان و او به هر چيز داناست». [٢]
بنابراين اگر در آياتى از قرآن مىخوانيم: «ذُوالْعَرْشِ الَمجيدُ؛ او صاحب عرش و داراى مجد و عظمت است». [٣] (عرش در اين جا به معناى تخت بلند شاهانه نيست) و نيز اگر در آيه ديگر مىخوانيم: «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى؛ خداوند رحمان بر عرش قرار دارد». [٤]
هرگز به اين معنى نيست كه او مكان خاصّى دارد، بلكه حاكميّت او را برتمام عالم مادّه و جهان ماوراء طبيعت ثابت مىكند. چرا كه اگر براى او مكان خاصّى قائل شويم او را محدود كردهايم و صفات مخلوقات را براى او ثابت نموده، و او را مانند ساير اشياء دانستهايم، در حالى كه «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىء؛ هيچ چيز همانند او نيست». [٥]
«وَ لَمْ يَكُن لَّهُ كُفُواً احَد؛ براى او هيچ گونه شبيه و مانندى وجود ندارد». [٦]
[١]. سوره ق، آيه ١٦
[٢]. سوره حديد، آيه ٣
[٣]. سوره بروج، آيه ١٥
[٤]. از بعضى از آيات قرآن استفاده مىشود كه كرسى خداوند تمام آسمان و زمين را فرا گيرد بنابراين عرش او بر تمام عالم مادّه است. «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمواتِ وَ الارْضَ» (سوره بقره، آيه ٢٥٥)
[٥]. سوره شورى، آيه ١١
[٦]. سوره توحيد، آيه ٤