معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٠

گفت‌وگو
خسروی مهدی


جوان‌ها به سمت مشاغلي مي‌روند که زودبازده باشد.
گفت‌وگو با دکتر مهدي شهبازي
پژوهش‌گر گروه نخبگان مرکز تحقيقات مجمع تشخيص مصلحت
دکتر مهدي شهبازي را مي‌توان از جوانان پرتلاش و موفق امروز دانست. جواني که فارغ از تمام مشکلات موجود، توانسته به موقعيت‌هاي علمي و اجتماعي بالايي نايل آيد.
دکتر شهبازي در سال ١٣٦٢ در قم متولد شده، تحصيلات مقدماتي را در همين شهر گذرانده است. ايشان در سال ١٣٨٥، مدرک کارشناسي (مديريت دولتي) خود را از دانشگاه علامه طباطبايي و در سال ١٣٨٨، مدرک کارشناسي ارشد (مديريت دولتي) خود را از همان دانشگاه دريافت کرده است.
دکتر شهبازي، در حال حاضر دانشجوي دکتراي تخصصي مديريت منابع انساني، در واحد علوم و تحقيقات تهران است.
ايشان هم‌اينک در دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه تهران (پرديس) به تدريس مي‌پردازد. هم‌چنين پژوهش‌گر گروه نخبگان مرکز تحقيقات مجمع تشخيص مصلحت‌نظام نيز هست. گفت‌وگويي با ايشان انجام داده‌ايم که از نظرتان مي‌گذرد.
* آقاي دکتر! آيا فکر مي‌کنيد در زندگي چيزي به نام شانس وجود دارد؟
در مورد شانس بايد بگويم، اگر ميزان موفقيت يک فرد در زندگي و کار را از صفر تا صد امتيازبندي کنيم، فقط ده تاي آن مرتبط با شانس است و نود امتياز باقي‌مانده مربوط به تلاش و پشت‌کار افراد است. شانس همان اتفاق و روي‌داد ناگهاني است که گاهي موافق حرکات ما و گاهي مخالف با آن است.
* آيا تمرکز در گذشته و حسرت خوردن مفيد است؟ چگونه از گذشته و شکست‌ها بگذريم؟
من فردي هستم که هميشه در شرايط حال زندگي مي‌کنم، براي آينده برنامه‌ريزي دارم و از گذشته هميشه به عنوان تجربه استفاده مي‌کنم. سعي مي‌کنم آينده را در حال حاضر بسازم. از گذشته و شکست‌هاي آن فقط بايد براي تجربه‌اندوزي استفاده کرد؛ وگرنه، اگر بخواهيم هميشه در گذشته زندگي کنيم، مطمئناً در آينده نيز شکست خواهيم خورد.
* مديريت درون (خودمديريتي احساسات و شخصيت) چه‌قدر در موفقيت مؤثرند؟
در رشته‌ي مديريت، درسي تحت عنوان مديريت رفتار سازماني وجود دارد که در آن رفتار کارکنان در محيط کار، مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. در اين درس، يکي از رموز اصلي موفقيت افراد، مديريت هوش هيجاني [احساس] بيان مي‌شود. بدين معني که فرد بايد در شرايط پوياي محيط پيرامون خود، توانايي خودآگاهي، خودتدبيري و مديريت روابط را داشته باشد تا بتواند به اهداف خود برسد. بنابراين مديريت درون از ابعاد ضروري موفقيت انسان‌ها تلقي مي‌شود.
* نقش تلاش و پشت‌کار در موفقيت را بفرماييد؟ خودتان در زندگي چه‌قدر با مشکلات روبه‌رو بوده‌ايد؟
بارها در مطالعه‌ي تجربيات و زندگي‌، نام انسان‌هاي موفق را خوانده و يا شنيده‌ايم و در علم روان‌شناسي نيز به تأييد رسيده است که هوش و استعداد افراد، فقط ١٠? در موفقيت آنان مؤثر بوده است و مابقي ٩٠? مرهون تلاش و پشت‌کار افراد بوده است؛ ولي بايد اذعان کنم که تلاش و پشت‌کار، بدون اهداف از قبل تعيين شده، يعني شکست و نااميدي. پس بايد قبل از هر کاري، اهداف خود را تعيين کنيم و بر اساس آن برنامه‌ريزي داشته باشيم و در مسير رسيدن به اهداف تلاش کنيم. هر فردي در زندگي براي خود مشکلاتي دارد، ولي با برنامه‌ريزي و پشت‌کار مي‌توان آن‌ها را مرتفع ساخت.
* آيا فقط افراد باهوش و بااستعداد موفق‌اند؟ به نظر شما اگر دانشگاه نرفتيم چه بايد بکنيم؟
هوش، استعداد و مهارت تفکر و کنترل احساسات، مکمل يک‌ديگر هستند؛ يعني اگر فردي بخواهد موفق باشد، بايد هر دو مورد را داشته باشد. فردي که داراي هوش بالايي باشد، داراي قدرت ريسک بالايي است؛ و اگر قدرت کنترل احساسات و تفکر عقلايي را نداشته باشد با شکست سنگيني روبه‌رو مي‌شود. فردي هم که فقط مهارت تفکر و کنترل احساسات را داشته باشد، معمولاً فردي بسيار محتاط خواهد بود و نمي‌تواند دست به ايده‌پردازي و خلاقيت بزند و به موفقيت‌هاي چشم‌گيري برسد. لذا، اگر فردي هر دو را داشته باشد، با قدري تفکر، ميزان ريسک‌پذيري را تعديل مي‌کند، و از طرفي مي‌تواند قوه‌ي تخيل خود را به کار گيرد و در حوزه‌ي کاري خود، موفق باشد.
* يادگيري پس از مدرسه و دانشگاه چه‌قدر مفيد است؟
با توجه به تغييرات و تحولات در محيط جهاني، هزاره‌ي سوم را عصر اطلاعات و دانش ناميده‌اند. در اين هزاره، سرعت توليد دانش و علم با رشد فزاينده‌اي روبه‌رو است. اين امر باعث ايجاد تکنولوژي‌هاي جديد شده است و ما امروزه با اين تکنولوژي‌هاي جديد در محيط‌هاي کاري و زندگي مواجه هستيم. لذا، جهت بهره‌برداري کامل و مناسب از اين تکنولوژي‌ها، نيازمند يادگيري هميشگي هستيم. پس يادگيري منحصراً در مدرسه و در محيط دانشگاه صورت نمي‌گيرد و نياز است که به‌طور دايمي، مسايل جديد مرتبط با شغل و زندگي را بياموزيم. من در حوزه و رشته‌ي تخصصي خود، دايماً در حال جست‌وجو و مطالعه‌ي مقالات و پژوهش‌هاي جديد هستم. و موضوعات جديد رشته‌ي کاري و تحصيلي خود را دنبال مي‌کنم.
* شما براي پول‌دار شدن چه روشي را پيشنهاد مي‌کنيد؟ آيا فقط بايد سرمايه‌ي مالي باشد؟
من روش خاصي را براي پول‌دار شدن پيشنهاد نمي‌کنم؛ زيرا توانايي‌ها، علايق و مهارت‌هاي افراد، متفاوت هستند؛ ولي مي‌دانم لازمه‌ي پول‌دار شدن اين است که افراد، علايق کاري خود را به درستي تشخيص دهند و در مسيري گام نهند که علاقه‌مند هستند. براي مثال، اگر فردي بدون علاقه، رشته‌ي پزشکي را در دانشگاه انتخاب کند و به توانايي‌هاي خود پي نبرده باشد و بدون توجه به آن فعاليت کند، مطمئناً بعد از مدتي با شکست و يأس روبه‌رو مي‌شود؛ ولي اگر از روي علاقه رشته و شغل خود را انتخاب کند در کار خود موفق خواهد شد.
همين که در بالا اشاره کردم، فرد بايد علايق و مهارت‌هاي خود را بشناسد و سپس شغل و رشته‌ي تحصيلي خود را انتخاب کند؛ همان سرمايه، دانايي است. به نظر من، اگر کسي سرمايه‌ي دانايي و قدرت تفکر عقلايي نداشته باشد، ولي سرمايه‌ي مالي فراواني داشته باشد، مطمئن باشيد که دير يا زود، همين سرمايه‌ي مالي را نيز از دست خواهد داد.
* جوامع چگونه مي‌توانند به موقعيت‌هاي پولي دست پيدا کنند؟
امروزه دانش و سرمايه‌ي دانايي جوامع است که مي‌تواند آن‌ها را در بهترين شرايط اقتصادي در بين کشورهاي ديگر قرار دهد. براي مثال، کشور ژاپن در گذشته به توليد محصولات، از جنبه‌ي سخت‌افزاري مشغول بود؛ ولي امروزه، بيش‌تر امتيازات توليد محصولات خود را به کشورهاي ديگر واگذار کرده و خود از طريق توليد و نشر دانش و فروش آن، سرمايه‌ي مالي جذب مي‌کند؛ به عبارتي، کشور ژاپن فکر و ايده‌ي خود را به فروش مي‌رساند و کشورهاي ديگر آن ايده را خريداري و به مرحله‌ي توليد محصول مي‌رسانند.
يا براي مثال، يکي از منابع اصلي کشور ترکيه در جذب سرمايه، صنعت گردش‌گري و جذب توريسم است. کشور ايران نيز داراي منابع و ظرفيت‌هاي مختلف است که مي‌تواند با بهره‌برداري درست از آن‌ها به جذب سرمايه‌ي مالي و موقعيت‌هاي پولي دست پيدا کند.
* به نظر شما فاکتورهاي موفقيت مالي براي جوان‌ها چيست؟
جهت موفقيت مالي، به جوانان چند فاکتور را بيان مي‌کنم:
١. انتخاب شغل يا رشته‌ي تحصيلي بر اساس علايق و توانايي‌هاي فردي؛
٢. پشت‌کار و تلاش مداوم؛
٣. کسب دانش و مهارت‌هاي حوزه‌ي کاري به صورت دايمي؛
٤. مديريت درون (مديريت هوش احساسي).
* در مورد اشتغال جوانان چه فکر مي‌کنيد؟ جوان چه‌طور به شغلي که مي‌خواهد دست پيدا کند؟
به نظر من، اگر فردي از روي علاقه و توانايي به سمت شغلي گرايش پيدا کند، مطمئناً مي‌تواند در آن راه موفق باشد. چون علاقه دارد، انگيزه‌ي کار نيز پيدا مي‌کند. مي‌تواند بر اساس مهارت‌ها و توانايي‌هاي خود، ايده‌پردازي کند، خلاق باشد و در ادامه‌ي کار، ايده‌ي خود را به محصول تبديل کند؛ به عبارتي، به يک نوآور تبديل شود.
* فکر مي‌کنيد چه مشاغلي الآن مورد نياز ماست؟
به نظر من، در يک جامعه مشاغل مختلفي وجود دارد و همه‌ي آن‌ها مورد نياز است. جوانان ما بايد بتوانند با برنامه‌ريزي صحيحِ مسئولين مربوطه در بخش‌هاي مختلف، تقسيم شوند تا هم معضل بي‌کاري در جامعه حل شود و هم از پتانسيل‌هاي جامعه‌ي خود استفاده کنيم و به کشورهاي ديگر وابستگي نيروي انساني نداشته باشيم.
* به نظر شما، آيا در اين سال‌ها فرهنگ اشتغال ما عوض شده يا نه؟
همين موضوع که بيش‌تر جوانان کشور به سوي کارهاي آسان و راحت سوق پيدا کرده و مي‌خواهند خيلي راحت پول دربياورند و البته خيلي سريع هم پول‌دار شوند، حاکي از تغيير فرهنگ اشتغال در بين جوانان است. جوانان بيش‌تر اوقات، ديدي کوتاه‌مدت نسبت به آينده دارند و به سمت مشاغلي سوق پيدا مي‌کنند که زودبازده هستند و زودتر مي‌توانند موفقيت مالي پيدا کنند و اين امر، موجب آسيب‌ديدن روحيه و انگيزه‌ي جوانان مي‌شود؛ زيرا بيش‌تر اين مشاغل جواب نمي‌دهد و جوانان با مشکلات گونه‌گون روبه‌رو شده و انگيزه و روحيه‌ي کاري خود را از دست مي‌دهند.
* با تشکر از شما که در اين گفت‌وگو شرکت کرديد.