معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤
آدمهاي اينجوري
باباجانی علی
سخنچين
حرف اول
>هميشه همراه خود باروت حمل ميکند. فرقي نميکند که مرد باشد يا زن. نکته اين است، او در حال عمليات انتحاري است و اولين کسي را که نشانه گرفته، خودش است. در قديم که باروت و اين حرفها نبود، او هيزم با خود حمل ميکرد. نه براي گرم کردن خانه و کانون زندگي، بلکه براي آتش زدن به زندگي و روابط بين آدمها.
به دور و بر خودت نگاه کن. ببين چنين آدمي را ميبيني؟ کسي که حامل باروت و مواد منفجره است. او يک تروريست واقعي است. او آمده است تا شخصيت آدمها را ترور کند. او مواد منفجرهاش را از دهانش بيرون ميريزد. مواظب باش! ميخواهد دربارهي کسي با تو حرف بزند. همهي بديها و رازهاي مگوي نفر سوم را به تو ميخواهد بگويد. حتماً اين آدم را ميشناسي! اسم و خصلتش را هم در قرآن ميتواني پيدا کني. سخنچين را ميگويم.
تعريف
کلمات کليدي: سخنچيني، نمامي، رازداري، تمسخر
در روايات از سخنچيني به نميمه تعبير شده است؛ يعني فاش کردن رازي دربارهي کسي که راضي به افشاي آن نباشد.
سخنچيني و نمامي کشف راز نهاني است که هدفش دو بههمزني و خراب کردن ديگري است و نتيجهاش فتنه و آشوب است. مردم را به جان هم مياندازد و سرچشمهي بسياري از مفاسد و حتي قتل و خونريزي است.
با اين حال، هر نقل قولي سخنچيني و نميمه نيست. وقتي حرفهاي خوب کسي را براي ديگري ميگويي و باعث سرور و شادي مثبت طرف مقابل ميشوي، ديگر به اين کار سخنچيني نميگويند.
بدترين
رسول رحمت(ص) در ميان جمع نشسته بود. رو به حاضران کرد و فرمود: «آيا شما را به بدترين افرادتان آگاه نکنم؟»
ياران که شوق شنيدن حرفهاي تازهي پيامبر(ص) را داشتند، گفتند: «چرا اي رسول خدا!»
پيامبر فرمود: «بدترين افراد آنهايي هستند که به سخنچيني ميروند، در ميان دوستان جدايي ميافکنند و در جستوجوي عيب براي افراد صالح و پاکدامناند.»(١)
نسخه
راستي چرا اين اتفاق ميافتد و بعضيها در دام سخنچيني ميافتند؟ واقعاً چرا؟
١- بدنامي: سخنچين ميخواهد با اين کارش طرف سوم را بدنام کند. لابد زخمي از او خورده.
٢- خودشيريني: شايد هم با اين کار ميخواهد خودش را در مقابل طرف دوم شيرين کند.
٣- سرگرمي: يا اصلاً نيت بدي ندارد. سرگرمي سالم ندارد، با اين کار ميخواهد تفريح کند و کمي هم بخندند.
٤- مجلسآرايي: اين هم ميتواند يک دليل خوب باشد. با جمعي از بروبچ نشستند و از هر دري حرف ميزنند. کاري ندارند غيبت باشد يا تهمت و يا چيز ديگر. از توي اين حرفها سخنچيني هم درميآيد.
٥- تشويش: خودش آرام و قرار ندارد، وقتي ميبيند طرف مقابلش آرامش دارد. براي تشويش اذهان عمومي هم که شده دست به چنين کاري ميزند. آي کيف دارد ديگران را مضطرب و پريشان کردن!
در مورد نقل قول و حرف زدن از ديگران بايد به هدف و نتيجه فکر کرد. آيا ميخواهي طرف سوم را خراب کني يا برعکس. هر چند حرف زدن ماليات ندارد، عوارض که دارد. بايد به فکر عوارض پس از حرف زدن بود.
چون آتش
سخن ميان دو دشمن چنان گوي که گر دوست گردند، شرمزده نشوي.
ميان دو کس جنگ چون آتش است
سخنچين بدبخت هيزمکش است
کنند اين و آن خوش دگرباره دل
وي اندر ميان کوربخت و خجل
ميان دو تن آتش افروختن
نه عقل است و خود در ميان سوختن
گلستان سعدي، باب هشتم، در آداب صحبت
حرفهاي مثل روز
واي بر هر عيبجوي سخنچين!
هُمَزَه، آيهي ١
از کساني که بسيار عيبجو و سخنچين هستند، پيروي مکن.
قلم، آيهي ١١
سخنچين سخت و خشن است و اصل و نصب درستي ندارد.
قلم، آيهي ١٣
بپرهيز از سخنچين که تخم کينه ميافشاند و از خداوند و مردم دور ميگرداند.(٢)
اميرمؤمنان(ع)
عذاب قبر به خاطر سخنچيني، غيبت و دروغ است.(٣)
حضرت علي(ع)
بهشت بر غيبتکنندگان و سخنچينان حرام است.(٤)
امام باقر(ع)
١. اصول کافي، ج٢، ص٣٦٩.
٢. گزيدهي ميزانالحکمة، ح٦٢٥٨، ص٥٧١ و غررالحکم، ح٢٦٦٣.
٣. انوار نعمانيه، ص٢٥٩.
٤. محجةالبيضاء، ج٥، ص٢٧٦.