معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨
به خاطرههاي خوب فکر کن!
رشید نرگس
سوم دبيرستان بودم. امتحان روانشناسي داشتيم؛ خوب خونده بودم، اما انگار همهچيز از ذهنم پريده بود و غم عالم مثل برف زمستوني بر دلم نشسته بود. معلممون اومد بالاسرم، حال پريشونمو که ديد، بهم گفت: «به خاطرههاي خوب فکر کن تا ذهنت درست کار کنه.»
از بس ناراحت بودم با اين پيشنهادش ميخواستم يه جيغ بنفش سرش بکشم! امّا حالا که فکر ميکنم، ميبينم همچين جملهي بدي هم نگفته ها؛ «به خاطرههاي خوب فکر کن!»
شايد اين جمله از نظر بعضيها خيلي کليشهاي باشه؛ امّا چيزي است که براي زندگي کردن بهش احتياج داريم.
وقتهايي که حالمون گرفته است، وقتهايي که احساس ميکنيم درمونده شديم، وقتهايي که قلبمون از داغي غم روزگار تاولزده، وقتهايي که اينقدر روحمون زير بار فشار زندگي لهيده شده که توان تيمار قلبمون رو نداره، احتياج داريم که به خاطرههاي خوب فکر کنيم.
هر لحظه، ساعت، روز و هر خاطرهي خوبي که داريم يه جورايي حساب پساندازه. حساب پسانداز براي وقتيکه روحمون احساس نياز ميکنه.
پس هر خاطرهي خوب، يک ذخيره است براي من! و من وقت نياز سري ميزنم به حسابم و ازش برداشت ميکنم. مينشينم و فکر ميکنم به خاطرههاي خوبم: به لبخندهايي که خدا به من هديه داده، به مادرم، به دوستان خوبي که هميشه با من بودهاند، به لحظههاي خوشي که داشتم، به رؤياهاي کوچيک و سادهام که خيليهاشون رو خدا برام محقّق کرده، به اون دعاهام که اجابت شده، به چشمهام و چيزهايي که ميبينم، به تمام خيالهاي ريز و درشتي که توي کلّهام وول ميخورن، به حسهاي خوبي که از لحظههاي کوچيک خوشبختي در زندگيام به دست آوردهام، حتي به تمام کتابهاي زيبايي که خوندم و... .
آره! لحظههاي خوب و خاطرههاي خوب، مثل ذخيرههايي هستند براي روزهايي که فکر ميکني حال خوبي نداري. براي اينکه به اونا فکر کني و ببيني خيلي چيزها داري که حالت رو دگرگون کنه... تا احساس شادي کني.
اينها قابل شمارش نيستن. اگر تا ساعتها هم بشيني و بهشون فکر کني، نميتوني بشماريشون. مثل برگهاي يک درخت.
راستي تا حالا کسي برگهاي يک درخت رو شمرده؟ روزهاي خوب تو بشمار... به خاطرههاي خوب فکر کن!