معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٠
گفتوگو با حجتالاسلام سيد حميدرضا محمودزادهحسيني از مدرسهي علوي تا دانشگاه مجازي
جمالی فرد حسین
>شايد اولين پرسشي که براي من يا همسن و سالهاي من مطرح ميشود، اين است چرا طلبگي؟
- از کودکي اشتياق فراواني براي طلبگي و پوشيدن لباس روحانيت داشتم؛ البته، عوامل گوناگوني، از جمله: حوادث انقلاب، ديدار با امام راحل(ره) و شهادت استاد مطهري(ره)، در ايجاد اين اشتياق تأثيرگذار بود. در همان دوران نوجواني ديدار و برخوردهاي افرادي چون مرحوم آيتالله مجتهدي نيز، موجب تقويت اين انگيزه شد و از همه مهمتر، تدابير و روش تربيتي پدرم در اين زمينه تعيينکننده بود. به هر حال همواره تصميم داشتم بعد از دبيرستان به قم بروم و در حوزهي علميه تحصيل کنم.
همين باعث شد از مدرسهي علوي به مدرسهي علوم و معارف شهيد مطهري رفتيد؟
- حدود يک ماهي که از ورودم به دبيرستان گذشته بود، مطلع شدم دو تن از دوستان دوران دبستان و راهنمايي که سالها در مدرسهي علوي با آنها همراه و همکلاس بودم، در ميان راه، به جاي دبيرستان علوي به مدرسهي ديگري با نام دبيرستان شهيد مطهري رفتهاند. تا آن زمان نام اين مدرسه را نشنيده بودم و از شيوه و رشتهي آن اطلاعي نداشتم. با کمي پرس و جو مشخص شد رشتهي جديدي با عنوان رشتهي علوم و معارف اسلامي ايجاد شده و اين دبيرستان عهدهدار ارائهي آن است. ظاهراً طراح و مبتکر اين رشته، مسئولان همين مدرسه بودند و براي گسترش دامنهي فعاليت مدرسهي عالي شهيد مطهري و بهعنوان بخش دبيرستاني اين مرکز آموزشي، اولين دبيرستان علوم و معارف اسلامي کشور را، دو سال پيش از آن تاريخ راه انداخته بودند؛ يعني اين دبيرستان تا آن زمان، دو دوره دانشآموز جذب کرده بود. همين که در اين رشته، دروس حوزوي ارائه ميشد و مقدمهاي براي طلبگي به شمار ميرفت، کافي بود تا فکر و ذهنم را به خود مشغول کند و به فکر تغيير مدرسه و رشته بيفتم.
خانواده مخالفتي نداشتند؟
- موضوع را با خانواده در ميان گذاشتم. بررسيهاي آنها و شناختهشده و معتبر بودن خانوادهي دوستاني که اين مدرسه را انتخاب کرده بودند، به سرعت اعتماد پدرم را جلب کرد و اين جابهجايي انجام شد.
و بالأخره به حوزهي علميهي قم رفتيد؟
- بله، همانطور که عرض کردم، اشتياق به حوزه از کودکي با من بود و اين مقطع را هم بهعنوان مقدمهاي براي ورود به حوزه انتخاب کردم؛ حتي در سال آخر دبيرستان که همهي بچهها مشغول آماده شدن براي کنکور بودند، من به صورت خاص وقتي را براي کنکور نگذاشتم و در همان ايام، دروس يکي- دو سال از حوزه را به صورت شخصي خواندم و وقتي به قم آمدم، طلبگي را از سال چهارم حوزه ادامه دادم. البته، همان زمان بعضي از معلمان دبيرستان به من توصيه کردند، حتي اگر نميخواهي به دانشگاه بروي، در کنکور شرکت کن تا اين فرصت را از دست نداده باشي. من هم با همان شرايط در کنکور شرکت کردم و با رتبهي ١١٣ در دانشگاه تهران قبول شدم؛ اما بدون اينکه حتي به ثبتنام در دانشگاه فکر کنم به قم آمدم.
اساتيد شما در قم چه کساني بودند؟
- آيات عظام: جوادي آملي، شبيري زنجاني، حائري و مددي.
چرا خيلي از جوانان به موقع نميتوانند به سمت علايق و استعداد خود تغيير مسير بدهند؟
- بله، اين موضوع خيلي مهم است. شناختن علاقه و تصميمگيري درست، در موفقيت انسان بسيار تأثيرگذار است. من افرادي را ميشناسم که به دليل نشناختن علاقه و استعداد خود يا ترديد و دودلي در انتخاب، فرصتهاي بزرگي را از دست دادهاند و با اينکه بسيار مستعد بودند، نتوانستند در هيچ زمينهاي موفق و شاخص شوند. مربيان و خانوادهها در اين زمينه مسئوليت بزرگي دارند و بايد به تدريج به نوجوانان کمک کنند تا استعداد و علاقهي خود را به درستي کشف کنند و به آنها اجازهي جرأت تصميمگيري آزادانه در مسير علاقه را بدهند.
چه کاري بايد کرد که بعدها دچار سرخوردگي و حسرت نشويم؟
- به نظرم اينکه کدام مسير و رشته را انتخاب کنيم، چندان مهم نيست. مهم اين است که علاقه و استعداد خود را بشناسيم و در همان مسير با جديت تلاش کنيم تا موفقترين فرد آن رشته باشيم. خداوند هر کسي را با روحياتي متفاوت و براي کاري خاص آفريده است. تقريباً همهي انسانها ميتوانند بهترين و موفقترين فرد يکي از رشتهها و شغلها باشند؛ به شرطي که آن زمينه و رشته را تشخيص دهند و همهي توان خود را در آن عرصه به کار گيرند.
در کنار درس، کار هم ميکرديد؟
- بله. از آنجا که دو سال بعد از ورود به حوزهي قم ازدواج کردم، همان سالهاي ابتدايي طلبگي در کنار درس، مشغول به کار شدم. اشتغالم در مؤسسهي دارالحديث و مرتبط با فعاليتهاي تحقيقاتي بود. محيط دارالحديث و پيشگامي آن در استفاده از نرمافزارهاي تحقيقاتي و حتي همکاري در توليد برخي از نرمافزارها، موجب آشناييام با رايانه و شناختن امکانات ظرفيتهاي بالاي آن شد. اين آشنايي و علاقه، شرايطي ايجاد کرد تا وقتي در دارالحديث مسئوليت فعاليتهاي اطلاعرساني و فرهنگي بر عهدهام گذاشته شد، راهاندازي پايگاه اينترنتي دارالحديث و استفاده از اين فرصت را در اولويت قرار دهم.
چه شد که به فکر آموزش الکترونيک افتاديد و در نهايت دانشکدهي مجازي علوم و حديث شکل گرفت؟
- همين درگيري کاري موجب شد روز به روز با فضاي اينترنت و امکانات آن بيشتر آشنا شوم. سالها بعد که به تهران و دانشکدهي علوم حديث منتقل شدم و مسئوليتهاي دانشگاهي بر عهدهام گذاشته شد، همچنان در صدد بهرهگيري از امکانات و فضاي اينترنت بودم. ده سال پيش که آغاز آشنايي ايرانيان با وبلاگ بود و وبلاگنويسي به عنوان يک پديدهي نو در کشور مطرح شده بود، شايد جزو صد نفر اولي بودم که وبلاگ مينوشتم و براي تدريس در دانشکده از آن استفاده ميبردم. پس از چند سال مسئوليتهاي گوناگون در دانشکده، با موضوع آموزش الکترونيکي آشنا شدم و با همراهي و همکاري جمعي از اساتيد و دانشآموختگان دانشکده، به فکر تأسيس دانشکدهاي مجازي افتاديم. از آنجا که دانشکده نيز با درخواستهاي فراوان مواجه بود و قصد داشت آموزش حديث و علوم آن را گسترش دهد، با اين ايده به صورت اجمالي و مشروط موافقت کرد و پيگيري جدي براي راهاندازي دورههاي آموزش الکترونيکي با وجود محدوديتها و مشکلات فراوان آغاز شد و به لطف الهي با سرعت به موفقيتهاي بزرگي دست يافت.
اين آموزش الکترونيک به زبان ساده چيست؟
- آموزش الکترونيکي، يک روش آموزشي است که در آن تلاش ميشود از جديدترين ابزارها و امکانات فنآوري اطلاعات و ارتباطات براي تسهيل و اثربخشي بيشتر آموزش، استفاده شود. امروزه شبکهي جهاني اينترنت بهعنوان برجستهترين دستآورد اين فنآوري، شرايطي را فراهم آورده است که هر کس از هر مکان و در هر زمان، بتواند اطلاعات و آموزشهاي مورد نياز خود را به دست آورد و با اساتيد و ديگر دانشجويان ارتباط علمي داشته باشد.
آموزش الکترونيک چه تفاوتي با آموزش سنتي دارد؟
- در شيوهي آموزش الکترونيک، ديگر نميتوان از الگوهاي آموزشي سنتي پيروي کرد يا همان درسي را که در کلاس حضوري ارائه ميشود ضبط کرد و صوت يا فيلم آن را در اختيار فراگير گذاشت. در اينجا بايد نقش اصلي را در يادگيري به خود دانشآموز يا دانشجو داد و شرايط و امکانات را به نحوي تنظيم کرد که او بتواند شخصاً از منابع استفاده کند و با راهنمايي معلم و تعامل با محتوا و ديگر فراگيران، خودش مطالب را ياد بگيرد و حتي بخشي از محتوا را توليد کند. در واقع سرفصل و اهداف آموزشي، يکي است؛ اما قالبي که محتوا در آن قرار ميگيرد، فرق دارد.
مزاياي اين سيستم چيست؟
- يادگيري الکترونيکي داراي مزايا و محاسن فراواني است. از جمله اينکه بسياري از موانع و محدوديتهاي تحصيل و يادگيري را از بين ميبرد يا کاهش ميدهد. فاصلههاي زماني و مکاني را کوتاه ميکند و براي کساني که قادر به حضور در محل کلاس يا دانشگاه نيستند، شرايطي را ايجاد ميکند تا کلاس را به خانه يا محل کار خود بياورند. يکي از نتايج بهرهگيري از اين فنآوري، گسترش آموزش و ارتقاي دانش جامعه و نزديک شدن به عدالت آموزشي است.
و احتمالاً مشکلات و معايبي هم وجود دارد؟
- البته، مهمترين محدوديت يادگيري الکترونيکي، محروم شدن فراگير از حضور در جمع همکلاسيها و مواجههي چهره به چهره با اساتيد است. همچنين وابستگي آن به ابزارهاي فني و ارتباط اينترنتي، ميتواند مشکلاتي اجرايي و فرهنگي را در پي داشته باشد؛ ضمن اينکه جذابيتها و آلودگيهاي محيط اينترنت، معمولاً آسيبهايي را براي کساني که مراقبت لازم را انجام نميدهند و با فرهنگ اين فضا آشنا نيستند، به همراه دارد.
الآن بسياري از دانشگاههاي کشور به سمت برگزاري دورههاي مجازي رفتند؛ وضعيت آموزش مجازي در کشور ما چگونه است؟
- در آغاز حرکت به سوي آموزش و يادگيري الکترونيکي در کشور، اقدامات خوبي در اين زمينه انجام شد؛ ولي متأسفانه مشکلات و موانع فراواني در برابر اين حرکت قرار گرفت و در حال حاضر شرايط خوبي در اين زمينه نداريم. گذشته از مشکل جدي دسترسي به اينترنت در کشور و ضعف شديد زيرساختهاي ارتباطي که ايران را در رديف آخرين کشورهاي جهان در دسترسي به پهناي باند اينترنت قرار داده، اساساً اين موضوع در کشور ما متولي خاصي ندارد و به حال خود رها شده است. خلأهاي قانوني و نظارتي نيز موجب افزايش مشکل و بلاتکليفي مراکز آموزشي و مخاطبان ميشود. تجاري شدن برخي نگاهها به اين موضوع و عملکرد ضعيف برخي از مجريان اين دورهها نيز، آسيبهايي جدي به اعتبار و جايگاه آن وارد ساخته و اين روش کارآمد را بدنام کرده است.
شما زماني مشاور رييس سازمان ملي جوانان در حوزهي فنآوري اطلاعات بوديد. چه کارهايي در آن دوره در اين رابطه انجام شد؟
- در دوران نسبتاً کوتاهي که اين مسئوليت را برعهده گرفتم، تصور ميکردم ميتوان از طريق آن سازمان به پيشرفت اين فنآوري در کشور کمک کرد و زمينههاي مناسبي را براي بهرهگيري مفيد جوانان از فضاي مجازي فراهم آورد؛ اما پس از مدتي تلاش و پيگيري، به اين نتيجه رسيدم که شرايط براي چنين اهدافي فراهم نيست و از ادامهي همکاري عذرخواهي کردم.
الآن مشغول چه کاري هستيد؟
- در کنار تدريس و فعاليتهاي اجرايي، يکي از طرحهايي که اين روزها بخشي از وقتم را به خود اختصاص داده، بررسي ميزان حضور اديان و مذاهب گوناگون در فضاي مجازي و شيوههاي بهرهگيري از شبکهي اينترنت براي اهداف مذهبي است. در نخستين گام، مروري بر وضعيت موجود داشتم و سعي کردم تجارب و پيشرفتهاي اين عرصه را بشناسم. نتيجهي اين بررسي را در قالب اسلايدهاي پاورپوينت، در سايت شخصيام قرار دادم تا علاقهمندان با نکات اصلاحي و تکميلي خود، در اين طرح سهيم شوند.
ممنون از فرصتي که در اختيار ما و خوانندگان مجلهي مهيار گذاشتيد.
در يک نگاه
نام: سيدحميدرضا محمودزاده حسيني
تاريخ تولد: ١٣٥٢
سال ورود به حوزهي علميهي قم: ١٣٧٠
برخي از اساتيد: آيات عظام: جوادي آملي، شبيري زنجاني، حائري و مددي
برخي از سوابق اجرايي:
* رياست مرکز آموزش الکترونيکي دانشکدهي علوم حديث
* مشاور فنآوري اطلاعات رييس سازمان ملي جوانان
* عضو هيئت امناي مجتمع آموزشي حضرت عبدالعظيم(ع)
* عضو هيئت مديرهي مؤسسهي آموزش شهر
* عضو شوراي عالي فرهنگي آستان مقدس حضرت عبدالعظيم(ع)
* تدريس در دانشکدهي علوم حديث
فعاليت در عرصهي فنآوري اطلاعات:
* دبير جشنوارههاي الکترونيکي طوبي (www.toobaa.ac.ir)
* تأسيس و مديريت پايگاه اينترنتي دانشکدهي علوم حديث (www.hadith.ac.ir)
* تأسيس و مديريت دانشکدهي مجازي علوم حديث (www.vu.hadith.ac.ir)
* دبير جشنوارهي الکترونيکي پيامبر اعظم (www.payambar.ir)
* ايجاد و مديريت وبلاگ تخصصي تعليم (www.taalim.ir)، با موضوع يادگيري الکترونيکي
يک خاطرهي شيرين
بچههاي دورهي مدرسهي علوي، قرار گذاشته بودند پنجم شهريور سال ٩٠، به مناسبت بيستمين سال فارغالتحصيلي از دبيرستان، افطار را در مدرسهي راهنمايي نيکپرور دور هم باشند. مشتاقانه اين دعوت را اجابت کردم و به جمع همکلاسيها و دوستان دوران دبستان و راهنمايي شتافتم. جلسهاي شيرين و خاطرهانگيز بود. دوستاني که ٣٢ سال پيش، با آنها پاي درس مرحوم نيرزاده مينشستيم و تا پايان مقطع راهنمايي با هم بوديم. البته، بسياري از آنها دبيرستان را نيز با هم بودند؛ اما من پس از يک ماه که دبيرستان علوي را تجربه کردم، به دليل اشتياقي که براي تحصيل در حوزه داشتم، ترجيح دادم تغيير رشته دهم و به دبيرستان مطهري بروم. به همين دليل، ٢٤ سال بود که بعضي از دوستان را نديده بودم. لحظهي ملاقات همشاگرديها و خيره شدن به چهرههاي هم، براي تشخيص افراد و يادآوري اسامي، بسيار ديدني و شيرين بود.
تعليم
شايد خيلي از شما به دليل مشکلات کار و درس و يا فاصلههاي مکاني، فرصت حضور در جلسات علمي، فرهنگي و ديني را نداشته باشيد. روشي که حاجآقا حسيني با تکيه بر فضاي مجازي به کار بردند و با استقبال خوبي هم رو به رو شد؛ جلسات مجازي شرح کتاب توحيد شيخ صدوق .
در کنار برنامهها و کلاسهاي رسمي دانشکدهي مجازي علوم حديث، برخي فعاليتهاي فوق برنامه و کلاسهاي عمومي و آزاد نيز به صورت آنلاين برگزار ميشد. يکي از اين برنامهها، جلسهاي هفتگي بود که به مدت چندين سال، هر سهشنبه شب آن را به صورت اينترنتي برگزار ميکرديم و متن کتاب توحيد مرحوم شيخ صدوق را با هم ميخوانديم و دربارهي احاديث اعتقادي و زيباي آن با دانشجويان و ديگر علاقهمنداني که در جلسات حضور مييافتند به گفتوگوي اينترنتي مينشستيم. توضيحات بيشتر در اين زمينه و فايل صوتي و ديگر نتايج اين جلسات را در بخش دروس الکترونيکي سايت خود به نشاني www.taalim.ir قرار دادهام و علاقهمندان ميتوانند به آن مراجعه کنند.