عبرتهاي خرداد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٣ - آگاهي دشمنان از اقتدار روحانيت
به اين ترتيب، حكم شرعيِ ميرزاي شيرازي در تمام شهرها و روستاهاي ايران به اجرا در آمد و خريد و فروش و استعمال دخانيات به كلّي متوقف شد؛ به طوري كه در دربار نيز بساط تدخين و تمام قليانها را جمعآوري كردند.[١] با اين حال ناصرالدين شاه و صدر اعظم او به شدت بر قرارداد خود با تالبوت اصرار ميورزيدند و با تطميع و تهديد و سركوبهاي بسيار كوشيدند تا حرف خود را بر كرسي بنشانند؛ ولي با پافشاري ميرزاي شيرازي و پايمردي و پشتيباني مردم، سرانجام پادشاه ايران مجبور شد قرارداد ذلّتبار خود را با كمپاني انگليسي لغو كند.
گريه تلخ ميرزاي شيرازي: تحريم تنباكو به فتواي آيتالله العظمي ميرزاي شيرازي بازتاب اجتماعي و سياسيِ شگرفي داشت. اين واقعه قدرتهاي داخلي و خارجي را شگفتزده كرد و عمق و گسترة حقيقي اقتدار روحانيت را در جامعة ديني ايران آشكار ساخت.
پس از شكست ناصرالدين شاه در اين ماجرا و لغو قرارداد انحصار توتون و تنباكو، همة مردم شادمان شدند، اما وقتي اين خبر به مرحوم ميرزاي شيرازي(رحمه الله) رسيد، ايشان به سختي گريه كرد. از ايشان دربارة علت ناراحتيشان سؤال كردند. ايشان پاسخ داد: «براي اينكه دشمنان فهميدند كه مركز قدرت، اسلام است.[٢] آنها از اين پس در صدد از بين بردن اين قدرت مركزي بر ميآيند و با او ستيز خواهند كرد».
در حقيقت از همان روزِ نخستِ پس از صدور فتوا نيز دشمنان و بدخواهان متوجه اقتدار دين و روحانيت در جامعه مذهبي ايران شدند و دستبه كار ترفندها و دسيسهچيني بر ضد اسلام و روحانيت گرديدند، و كوشيدند تا با «تهديد به حبس و تبعيد»، «تطميع»، «تفرقهافكني ميان عالمان دين»،
[١] ر.ك: ابراهيم تيموري، تحريم تنباكو، اولين مقاومت منفي در ايران، ص ١١٢ ـ ٢٣٠.
٢: الاسلام يعلو و لا يُعْلي عليه (محمد بن حسن حرّ عاملي، وسائل الشيعة، ج ١٧، ص ٣٧٦).