عبرتهاي خرداد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - سياست تك حزبي و ناكارآمدي الگوي شرقيِ آن در ايران
الگوي ديگر، همان سياست تكحزبي با شيوة شرقيِ آن است. اين نظامهاي تكحزبي دركشورهاي بلوك شرق نظير آلمان و شوروي سابق و چين رواج داشتهاند. در چنين جوامعي در حقيقت رقابتي وجود ندارد و قدرت تنها در قبضه يك حزب است. در اين نظامها نيز عملاً تنها سران حزباند كه تصميم ميگيرند و ديگران صرفاً به دستورات صادر شده از رئيس يا شوراي مركزي حزب عمل ميكنند. در چنين جامعههايي اختلاف سليقهها وتفاوت انديشهها، همگي سركوب ميشوند، و بيشك هر جا حزبي يا گروهي مدتي طولاني حاكم بيرقيب باشد، عملاً به فساد كشيده ميشود. در اين نظامها اگر كسي خواهان مشاركت در قدرت سياسي باشد، راهي جز اين ندارد كه عضو حزب حاكم شود و رفته رفته مدارج قدرت را به دست آورد. تمركزگرايي و انضباط حاكم بر اين نظامها اساساً فضاي سياسي بستهاي ميطلبد و با توجه به فضاي باز سياسي كشور ايران، تحقق چنين الگويي ناممكن مينمايد. مردم ايران در ساية نظام جمهوري اسلامي از آزاديهاي سياسي بسياري بهرهمندند و در چارچوب قانون اساسي، ميتوانند به فعاليتهاي سياسي بپردازند و در احزاب و گروهها مشاركت كنند يا حتي به تأسيس حزب يا گروه اقدام كنند. از همين روي، در سالهاي نخست پيروزي انقلاب احزاب، گروهها و جمعيتهاي پرشماري تشكيل شدند. حزب جمهوري خلق مسلمان، جمعيت خلق عرب، و جمعيت خلق تركمن و دهها تشكيلات سياسي ديگر اعلان موجوديت كردند و دست به كار انواع فعاليتهاي سياسي شدند. در سالهاي اخير نيز فعاليت كميسيون احزاب در مجلس شوراي اسلامي و وزارت كشور گسترش يافته است و احزاب پرشماري در قالب گروههاي مذهبي و پايبند به ارزشهاي اسلامي و آموزههاي وحياني، و نيز گروههايي با اهداف و سازوكارهاي غربي يا با مشخصة ملّي ـ مذهبي اجازة فعاليت يافتهاند و به طور رسمي و در دامنهاي بسيار فراگير فعاليت ميكنند. به اين ترتيب جوّ سياسي حاكم بر