عبرتهاي خرداد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩١ - فراگيري علوم دين
بِالْمُهْتَدِين؛[١] در حقيقت تو هر كه را دوست داري نميتواني هدايت كني؛ ليكن خداست كه هر كس را بخواهد راهنمايي ميكند، و او به راهيافتگان داناتر است.
بر اين اساس، براي نيل به مرتبة يقين، افزون بر تلاش و ممارست علمي بايد در تهذيب نفس و پرهيزگاري كوشيد و با دوري از معصيت خدا و هواهاي نفساني، خود را از لطف خداوند محروم نساخت:
أَوَلاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةٍ أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ يَذَّكَّرُون؛[٢] آيا نميبينيد كه آنان هر سال، يك بار يا دو بار دچار فتنه ميشوند، باز هم توبه نميكنند و عبرت نميگيرند؟
در زمينة رفتار نيز بايد چنين بود. يك عالم ديني بايد افزون بر يقين قلبي و استواري در مباني معرفتي، روح خويش را چنان پرورش داده باشد كه اگر همة جامعه او را تحسين كردند، ستايش آنان در نفس او هيچ هيجاني پديد نياورد، و نيز اگر تمام مردم او را دشنام دادند و تهديد كردند در دل او ذرّهاي ترس و تأثر صورت نبندد.
امام باقر(عليه السلام) به يكي از ياران خاص خود، به نام جابر بن يزيد جُعفي ميفرمايد:
و اعلم بأنك لا تكون لنا ولياً حتي لو اجتمع عليك اهل مصرك و قالوا انك رجل سوء لم يحزنك ذلك، و لو قالوا انك رجل صالح لم يسرّك؛[٣] «و بدان، تو اهل ولايت ما نخواهي بود مگر [چنان باشي] كه اگر تمام اهل شهر، گِردِ تو آيند و بگويند تو مردي ناشايستهاي، و اين كار تو را محزون نسازد، و نيز اگر همانان بگويند تو انساني نيكوكار هستي، [تحسين آنان] تو را شادمان نگرداند».
[١] قصص (٢٨)، ٥٦. [٢] توبه (٩)، ١٢٦. [٣] محمّدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج ٧٨، ص ١٦٢ (ترجمة حديث، از نگارنده است).