عبرتهاي خرداد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - پيامد هاي تساهل و تسامح
سازش ميكرد، فرزندان اميه در كربلا از بنيهاشم چنين انتقام خونين و خشونتباري نميگرفتند و فرزندان رسول خداوند را با آن وضع فجيع به خاك و خون و بندِ اسارت نميكشيدند: «خون به خون شستن محال آمد، محال!» [١] اين بدان معناست كه جنگ ميان امام حسين(عليه السلام) و يارانش با لشكر يزيد و حكومت اموي، تنها يك خونخواهي قومي و قبيلهاي بوده و به دليل برخورد ناصواب و خشنِ يكي از بزرگانِ قبيلة بنيهاشم با قبيلة بنياميه و همپيمانانش رخ داده است. در ماجراي جنگ بدر، قبيلة بنيهاشم بر قبيله بنياميه چيره شد و شماري از اعضاي آن را به قتل رساند، و در عوض مدتها بعد، به سال ٦١ هجري، امويان نيز در كربلا مجالي يافتند و بر گروهي از بنيهاشم و حاميانشان تاختند و آنان را به تلافيِ كشتگان بدر كشتند. بنابراين آنچه در كربلا رخ داده امري كاملاً طبيعي و عكسالعمل خشونتي نابجا بوده است.
اين همه در حالي است كه نگاهي به سخنان امام حسين(عليه السلام) يا ديگر ائمه معصوم(عليهم السلام) هدف قيام حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) ـ و نيز تمام مخاصمات پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ديگر انبيا و اولياي الهي با دشمنانشان ـ را روشن ميسازد، و خاستگاه اين جنگ و جدالها را نزاع ديرينِ ميان حق و باطل، يا كفر و ايمان ـ و نه خصومت شخصي و خانوادگي و قبيلهاي ـ ميشمارد.
امام حسين(عليه السلام) در اينباره ميفرمايند:
نَحنُ و بنو اميه اِخْتَصَمْنا في اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ قُلنا صَدَقَ اللهُ و قالوا كذبَ الله؛[٢] ما و بنياميه بر سر خداوند با هم دشمني ورزيديم: ما گفتيم خداوند راست گفته، و آنان گفتند خداوند دروغ گفته است.
امام صادق(عليه السلام) نيز ميفرمايند:
إنا و آل ابي سفيان اهل بيتين تعادينا في الله. قلنا صدق الله و قالوا
[١] اكبر گنجي، صبح امروز، ٢٣/١/١٣٧٨. [٢] ابي جعفر محمّد بن علي بن الحسين، الخصال، ص ٤٢ ـ ٤٣.