چکیده ایی از اندیشه های بنیادین اسلامی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٨ - تفاوت ارزش اخلاقى و ارزش حقوقى
باعث ميشود. بنابراين، اين مصالح كه در دنيا يا آخرت بر اعمال ما مترتب ميگردد، امورى حقيقى هستند.
عبارت «واجب است» يا «واجب نيست» به رابطه بين يك فعل و نتيجه اش اشاره ميكند؛ رابطهاي كه در اصطلاح منطقى «ضرورت بالقياس» ناميده ميشود. كسانى كه با اصطلاحات منطقى و فلسفى آشنايى دارند، ميدانند كه وجوب يا ضرورت، به «وجوب ذاتى» و «وجوب غيرى» و «وجوب بالقياس الى الغير» تقسيم ميشود، و فعل واجب، يعنى كارى كه انجام آن با توجه به نتيجه اش ضرورى است. اين امرى است كه برگشت آن به يك تحليل منطقى است و فعلا در اين بحث بدان نميپردازيم.
در هر صورت، قضاياى ارزشىِ حقيقى اين شأن را دارند كه ارزشهاى انسانى ناميده شوند؛ اما آداب و رسوم محلى و اعتباريات محضى كه هيچ پشتوانه حقيقى در خارج ندارند، شايستگى آن را ندارند كه ارزشهاى انسانى ناميده شوند؛ زيرا تابع توافقهاى مردم هستند. ارزشهاى اصيل انسانى، تابع ذوق و سلايق مردم نيستند؛ بلكه تابع امورى حقيقى هستند. اين مفاهيم ارزشى حداقل به دو حوزه از حوزههاى شناختهاى انسانى تعلق دارند؛ حوزه حقوق و قانون، و حوزه اخلاق. البته امكان دارد كه اين دو حوزه در مواردى با هم مخلوط شوند، ولى در هر حال ارجاع ارزشهاى دينى به اين دو حوزه امكان دارد و شايد ما بتوانيم در آينده به اين مطلب اشاره كنيم.
تفاوت ارزش اخلاقى و ارزش حقوقى
در عرف عام، ارزشها به ارزش اخلاقى و قانونى تقسيم ميشوند. ابتدا