چکیده ایی از اندیشه های بنیادین اسلامی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦ - معارف لازم براى تبيين نظام مطلوب اسلام
احترام بگذارد. بنابراين در ابتدا بايد جوهره ذات انسان را بشناسيم و بدانيم كه چگونه تغيير ميكند و متكامل ميشود يا انحطاط پيدا ميكند، و نيز عامل صعود يا سقوطش چيست؟
گاهى ميگويند كه ما همه اين مسايل را از مكتب اهل بيت(عليهم السلام) آموختهايم و بايد خدا را به خاطر اين نعمت شكرگزارى كنيم؛ اما اين مقدار از معلومات و آگاهىها در صورتى كافى است كه فرهنگهاى ديگرى نباشند كه در ما تأثير بگذارند. اگر ما به تأثيرات اين فرهنگها و وسوسههاى شياطين جن و انس در قلبهايمان و به ويژه قلبهاى جوانانمان توجه كنيم، آن گاه اعتراف خواهيم كرد كه بايد خود را به شناخت يقينى خاصى كه هيچ شبهه و وسوسه شيطانى در آن خلل ايجاد نمىكند، مجهز نماييم و ايمانمان را نسبت به معارف اسلامى، در سايه عقل و كتاب و سنّت، تقويت كنيم.
اگر بخواهيم جايگاه انسان را در نظام هستى بشناسيم، ابتدا بايد نظام هستى و اين دنيا را بشناسيم و اگر بخواهيم همه آنها را به طور كامل بشناسيم، بايد ارزش شناختها را ارزيابى كنيم. در جهان، دانشها و معارف زيادى وجود دارند كه گاهى با هم متضاد و متزاحم هستند و همه آنها نام معرفت يا علم يا فلسفه را به دنبال خود دارند. در اين صورت كدام يك را برمىگزينيم و بدان اطمينان ميكنيم؟ اين معرفت يقينى كامل از كجا حاصل ميشود؟ اين سؤالى است كه به بحث خاصى در فلسفه برمىگردد كه «مبحث شناخت» نام دارد.
حاصل اين كه ما به مجموعه منظمى از معارف احتياج داريم كه از مسأله شناخت شروع ميشود و با هستىشناسي، انسانشناسي، مباحث مربوط به ارزشها و فلسفه اخلاق و فلسفه حقوق ادامه مييابد و به