چکیده ایی از اندیشه های بنیادین اسلامی
(١)
پيش گفتار
١١ ص
(٢)
گفتار نخست
١٣ ص
(٣)
نقش اساسى برخى معارف در تكامل انسان
١٣ ص
(٤)
معرفت، سرآغاز هدايت
١٣ ص
(٥)
تهاجم فرهنگى، بزرگ ترين تهديد
١٤ ص
(٦)
ماهيت انسان در گرو ايمان و عقيده
١٦ ص
(٧)
خطر در كمين انسان
١٨ ص
(٨)
نور الهى در قلب « روح الله»
٢١ ص
(٩)
تقويت ايمان در سايه عقل و وحى
٢٢ ص
(١٠)
هدف غايى و اهداف متوسط خلقت انسان
٢٣ ص
(١١)
معارف لازم براى تبيين نظام مطلوب اسلام
٢٤ ص
(١٢)
گفتار دوم
٢٩ ص
(١٣)
مرورى بر برخى مبانى معرفت شناسي
٢٩ ص
(١٤)
مسأله ارزش شناخت
٢٩ ص
(١٥)
عقل و معرفت يقينى
٣١ ص
(١٦)
مغالطه در تشخيص معرفت عقلانى
٣٣ ص
(١٧)
عدم احاطه عقل بر برخى ادراكات
٣٥ ص
(١٨)
وحى و الهام، ابزار شناخت
٣٧ ص
(١٩)
تطابق و تعارض حكم عقل و شرع
٣٨ ص
(٢٠)
گفتار سوم
٤١ ص
(٢١)
معرفت دينى و پلوراليسم
٤١ ص
(٢٢)
قبض و بسط معرفت دينى
٤١ ص
(٢٣)
قرائت هاى مختلف از دين (هرمنوتيك)
٤٣ ص
(٢٤)
برخى ادله نظريه قرائت هاى مختلف از دين
٤٤ ص
(٢٥)
نقدى كوتاه بر ادله نظريه قرائت هاى مختلف
٤٥ ص
(٢٦)
الف) تغيير معانى الفاظ
٤٥ ص
(٢٧)
ب) تغيير فتاواى علما
٤٧ ص
(٢٨)
ج) تفسير و تأويل متن
٤٨ ص
(٢٩)
ديدگاه پوزيتيويستى در ترجيح قرائت ها
٥٠ ص
(٣٠)
گفتار چهارم
٥٣ ص
(٣١)
اعتبارى يا حقيقى بودن ارزش هاى اخلاقى
٥٣ ص
(٣٢)
نفى ادراك عقلى
٥٣ ص
(٣٣)
بررسى نفى و اثبات ادراك عقلى
٥٣ ص
(٣٤)
واقع و ارزش
٥٧ ص
(٣٥)
تساهل و تسامح در ارزش ها
٥٩ ص
(٣٦)
ارزش ها، واقعى يا اعتبارى؟
٦٢ ص
(٣٧)
گفتار پنجم
٦٥ ص
(٣٨)
عقل و دين
٦٥ ص
(٣٩)
تعريف دين
٦٥ ص
(٤٠)
منظور از عقل در اين بحث
٦٦ ص
(٤١)
بررسى رابطه عقل و دين
٦٨ ص
(٤٢)
خلاصه بحث
٧٢ ص
(٤٣)
گفتار ششم
٧٣ ص
(٤٤)
كمال نهايى انسان و موانع آن
٧٣ ص
(٤٥)
قرب الى الله، كمال نهايى انسان
٧٣ ص
(٤٦)
تعيين كمال نهايى انسان با يك استدلال عقلى
٧٤ ص
(٤٧)
توضيحى در مورد قرب الى الله
٧٥ ص
(٤٨)
قرب الى الله در كتاب و سنت
٧٨ ص
(٤٩)
حجاب ها و موانع قرب الى الله
٨٢ ص
(٥٠)
حقيقت عبادت و عبوديت
٨٣ ص
(٥١)
حد نصاب توحيد
٨٦ ص
(٥٢)
چكيده بحث
٩٠ ص
(٥٣)
گفتار هفتم
٩١ ص
(٥٤)
افراط و تفريط ها در تعيين مسير كمال انسان
٩١ ص
(٥٥)
راه عرفا براى قرب الى الله؛ افراط ها و تفريط ها
٩١ ص
(٥٦)
عبادت خدا يا خود؟
٩٤ ص
(٥٧)
معرفت احكام الهى، مقدمه عبادت
٩٥ ص
(٥٨)
گفتار هشتم
٩٧ ص
(٥٩)
تأملى در ارزش اخلاقى و ارزش حقوقى
٩٧ ص
(٦٠)
يادآورى در مورد حقيقى يا اعتبارى بودن ارزش ها
٩٧ ص
(٦١)
تفاوت ارزش اخلاقى و ارزش حقوقى
٩٨ ص
(٦٢)
تقسيم ارزش ها با ملاكى ديگر
١٠١ ص
(٦٣)
تلازم حق و تكليف
١٠٢ ص
(٦٤)
خاستگاه و منشأ حقوق
١٠٤ ص
(٦٥)
ديدگاه الهى در مورد منشأ حقوق
١٠٧ ص
(٦٦)
گفتار نهم
١١١ ص
(٦٧)
مقايسه اي بين برخى مبانى فكرى اسلام و غرب
١١١ ص
(٦٨)
تقسيم فرهنگ ها به الهى و الحادى
١١١ ص
(٦٩)
تفاوت دو فرهنگ در نگاه به هستى
١١١ ص
(٧٠)
تفاوت در نگاه به انسان
١١٢ ص
(٧١)
تفاوت در نگاه به ارزش ها
١١٣ ص
(٧٢)
نگرش فرهنگ اسلامى و فرهنگ غربى به دين
١١٤ ص
(٧٣)
اختلاف در مورد امكان دست يابى به معرفت يقينى
١١٥ ص
(٧٤)
تساهل و تسامح و قرائت هاى مختلف، دو مولود فرهنگ غربى
١١٧ ص
(٧٥)
تهاجم فرهنگ غربى و مسؤوليت ما
١١٨ ص
(٧٦)
گفتار دهم
١٢١ ص
(٧٧)
نظام سياسى و حكومت از منظر اسلام و غرب
١٢١ ص
(٧٨)
مقدمه
١٢١ ص
(٧٩)
وظيفه حكومت از ديدگاه اسلام و غرب
١٢١ ص
(٨٠)
مرجع تعيين مصالح در نگرش اسلامى و غربى
١٢٣ ص
(٨١)
دو اشكال بر دموكراسى
١٢٦ ص
(٨٢)
تبيين نظريه ولايت فقيه
١٢٧ ص
(٨٣)
ولايت چند فقيه
١٢٩ ص
(٨٤)
چگونگى تعيين ولىّ فقيه
١٣٣ ص

چکیده ایی از اندیشه های بنیادین اسلامی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - قرائت هاى مختلف از دين (هرمنوتيك)

است و چه بسا دانشمندى كه پس از چهارده قرن آمده است، وحى را بهتر از پيامبر مي‌فهمد، زيرا اين ذهنيت كه به واسطه اكتشافات علمى پس از چهارده قرن به وجود آمده است، زمينه مناسب‌ترى براى ادراك دارد.

چنان كه ملاحظه مي‌كنيد اين نظريه به اين نتيجه منجر مي‌شود كه ما نمي‌توانيم به نصوص و به ويژه نصوص سنت تمسك كنيم و نمي‌توانيم يقين پيدا كنيم كه آيه‌اي از آيات الهى را فهميده‌ايم؛ زيرا تمام اينها در معرض خطا و اشتباه و تغيير هستند. صاحب اين نظريه مي‌گويد من ادعا نمي‌كنم كه دين تغيير مي‌كند؛ حقيقت و گوهر دين در نزد خدا موجود است و علم ما به آن احاطه پيدا نمي‌كند، ولى پيامبر آنچه را به عنوان دين بر او القا شده است با فهم بشرى خودش فهميده است و لذا ممكن است كه اشتباه باشد و به همين ترتيب به طريق اولى فهم دانشمندان دينى هم ممكن است اشتباه باشد. هيچ ضمانتى براى صحت اين فهم وجود ندارد. پس ناچار بايد گفت كه: هر كسى دين را با فهم شخصى خودش فهميده است و هيچ كس حق ندارد با ديگرى مناقشه كند و نظرش را رد كند؛ زيرا هر كسى دين را بر حسب ذهنيت خويش مي‌فهمد و هيچ كدام از فهم‌ها بر ديگرى برترى ندارد. شيعه بر سنّى و سنّى بر شيعه برترى ندارد و بالاتر اين كه موحدان بر مشركان برترى ندارند؛ زيرا همگى تابع ذهنيات خويش هستند كه علوم عادى، عرف و عادات و ...، برايشان ساخته است. بديهى است در اين صورت بايد فاتحه اسلام را خواند!!

قرائت‌هاى مختلف از دين (هرمنوتيك)

عده‌اي ديگر نيز وجود دارند كه مي‌گويند دين قرائت‌هاى مختلف دارد و هر كسى مي‌تواند قرائت خاص خود را از دين داشته باشد و هيچ كس مجبور نيست قرائت ديگران را بپذيرد. رأى و نظر هر كسى محترم است و