چکیده ایی از اندیشه های بنیادین اسلامی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٤ - حقيقت عبادت و عبوديت
مقرب شود، و اين همان عبادت است. در واقع، حقيقت عبادت همان فانى كردن خواسته خويش در اراده الهى است و هنگامى كه شخص براى خود هيچ استقلالى قايل نباشد، در آن صورت بنده محض خدا است. بنابراين، عبادت اين است كه وظايف يك بنده را نسبت به مولا انجام دهيم و بنده كسى است كه مالك هيچ چيزى نيست، و قوام عبادت هم به اين است كه بنده اراده خود را در اراده الهى محو كند.
اين، نخستين مرتبه از مراتب عبادت است و سپس شخص به حدى ميرسد كه هيچ چيز را به طور مستقل براى خودش نميخواهد. اگر خدا براى او عافيت بخواهد، قبول ميكند و شكر آن را به جاى ميآورد و اگر خدا برايش مرضى را بخواهد، باز هم راضى به رضاى او است. البته اين بدان معنا نيست كه انسان سعى كند تا مريض شود؛ اين برداشت غلطى است و عين استكبار و استقلال در رأى است، زيرا ميگويد كه، ميخواهم مريض باشم.
روايتى از يكى از اصحاب جليل القدر امام وارد شده است كه به امام معصوم(عليه السلام) عرض كرد: به گونهاي شده ام كه فقر را بر ثروتمندى و مريضى را بر سلامتى ترجيح ميدهم. امام ـ صلوات الله عليه ـ در جوابش گفت كه ما چنين نيستيم. راوى جليل القدر پرسيد: چرا؟ من گمان ميكردم كه شبيه شما شده ام. امام فرمود: ما چيزى جز اراده الهى را طلب نميكنيم. اگر خدا عافيت ما را بخواهد همان را ميخواهيم و اگر مريضى ما را بخواهد، باز هم همان را ميخواهيم و بر بلا صبر ميكنيم و به قضاى الهى راضى هستيم و امر خويش را به او تفويض ميكنيم و در مقابل امر او تسليم هستيم.
اگر انسان اين راه را بپيمايد، به مرتبهاي ميرسد كه براى خود هيچ گونه استقلالى قايل نميشود. و اين همان مقامى است كه عرفا آن را فنا مينامند. فنا آن نيست كه انسان فانى و منعدم شود. انعدام، امر مطلوبى