چکیده ایی از اندیشه های بنیادین اسلامی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٠ - بررسى رابطه عقل و دين
قابل دسترسى نيستد، غافل ميمانيم. امور بسيارى هستند كه مختص به دين بوده و اثبات آنها تنها از طريق ادله نقلى ممكن است؛ يعنى فقط از راه وحى يا علوم لدنّى كه در اختيار انبيا و اوليا قرار داده شده است، قابل اثباتند. اين علوم را الهام يا تحديث هم ميگويند. در كتاب شريف كافى در مورد مقامات ائمه(عليهم السلام) آمده است كه آنها محدَّث هستند و محدَّث كسى است كه ملايكه با او سخن ميگويند؛ مثلا حضرت مريم(عليها السلام) از انبياى الهى نبود، ولى سخنان ملايكه را ميشنيد، و يا مادر حضرت موسى(عليه السلام) كلام خداوند را دريافت كرد؛ آن هنگام كه به وى وحى شد: فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقيِهِ فِى الْيَمِّ وَ لاَ تَخَافِى وَ لاَ تَحْزَنِى.[١] بهترين كسى كه داراى چنين مقامى بوده است، حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) مىباشد كه صاحب صحيفه فاطميه است. اين صحيفه يا مصحف، دربردارنده الهامات و سخنانى است كه حضرت جبرئيل به حضرت فاطمه(عليها السلام) القا كرده و به صورت «مصحف فاطميه» در آمده است؛ كه متأسفانه همين امر باعث شده است شيعه را متهم كنند به اين كه مصحف ديگرى غير از قرآن دارند.
آنچه بر رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) القا ميشده وحى نبوى بوده كه خداوند آن را بر رسولش وحى ميكرد و گاهى به وسيله ديگران هم شنيده ميشد؛ چنان كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) آنها را ميشنيد و پيامبر اكرم به او فرمود: اِنَّكَ تَسْمَعُ مَا اَسْمَعُ وَ تَرَى مَا اَرَى اِلاَّ اَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِىٍّ؛[٢] تو ميشنوى آنچه را كه من ميشنوم و ميبينى آنچه را كه من ميبينم، جز اين كه تو پيامبر نيستى. اما علوم ديگرى هم به پيامبران داده شده كه اختصاصى به ايشان نداشته و بعضى از اولياى خدا هم در آنها سهيم بودهاند؛ اين علم از سوى خدا است و لذا علم لدنّى ناميده ميشود؛ يعنى علمى كه از سوى خدا است، اما وحى نبوى نيست كه مخصوص انبيا باشد.
[١] قصص (٢٨)، ٧. [٢] بحار الانوار، ج ١٤، ص ٤٧٦.