چکیده ایی از اندیشه های بنیادین اسلامی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥ - تعريف دين
گفتار پنجم
عقل و دين
تعريف دين
در صحبتهاى گذشته، در باب رابطه علم و عقل و دين سخن گفتيم و اين بحث، مسألهاي است كه اين روزها زياد بدان پرداخته ميشود. نخست بايد معناى كلمات عقل و دين را بشناسيم. منظور ما از عقل چيست؟ منظور ما از دين چيست؟
منظور ما از دين همان اسلام است كه مشتمل بر اصول عقايد، اخلاق و ارزشهاى فردى، اجتماعى و بين المللى است؛ اگر چه جامعه شناسان تعريفهايى از دين ارائه ميدهند كه بسيار متفاوت است، حتى بعضى از آنها اعتقاد به وجود خدا را از اصول دين و از ذاتيات دين نميدانند. آنان ميگويند اعتقاد به وجود خدا از عرضيات دين است و امكان دارد كه شخصى دين دار باشد، اما معتقد به وجود خالقى براى نظام هستى نباشد و براى اثبات گفتههاى خويش، دين بودا را مثال ميآورند كه بودايىها دين دار شمرده ميشوند، ولى به وجود خالقى براى نظام هستى معتقد نيستند.
آنها ميگويند دين، متقوم به اعتقاد به خداوند نيست؛ منكر خدا نيز ـ كه كارى به اين حرفها ندارد ـ ميتواند دين دار باشد! ولى مقصود ما از