چکیده ایی از اندیشه های بنیادین اسلامی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣ - ارزش ها، واقعى يا اعتبارى؟
مختلف تفاوت دارد: بعضى براى احترام به مهمان يا شخصى بزرگ، در برابر او بر ميخيزند و بعضى نيز دستهايشان را بالا نگه ميدارند و بعضى كلاهشان را از سر بر ميدارند و ...؛ اينها آداب و رسومى هستند كه مستند به پشتوانهاي واقعى نيستند؛ بلكه امورى توافقى و اعتباريند. حال اگر چنين اعتباراتى را امورى دينى بناميم، بايد بگوييم كه پشتوانه واقعى ندارند و نميتوان استدلال كرد كه اين شيوه احترام گذارى صحيح است و ساير اقسام، ناصحيح است. البته اين بدان معنا نيست كه هر چيزى كه اعتبارى يا ارزشى ناميده ميشود، اين چنين باشد.
ما اگر ميگوييم امانت دارى خوب است، اين چيزى نيست كه بر خوبى آن توافق كرده باشند، بلكه قوام جامعه به آن است. يا اگر ميگوييم راست گويى و عدل و احسان خوب است، آنها نيز همين طور هستند. تمام اين مفاهيم داراى پشتوانه حقيقى هستند و اگر امانت دارى، راست گويى و ساير ارزشهاى اخلاقى در جامعه جزو ارزشها شمرده نشود، آن جامعه به فساد، بدبختى و هرج و مرج مبتلا خواهد شد. اگر در جامعهاي دروغ گويى شايع گردد و داراى ارزش منفى نباشد، در آن صورت هيچ كس نميتواند به سخنان ديگران اعتماد داشته باشد و فايده تفاهم با ديگران از بين ميرود؛ زيرا هر كسى احتمال ميدهد كه ديگرى دروغ ميگويد و لذا به سخن او اعتماد نميكند و به تدريج فايده تمام گفتگوها و تفاهمها ساقط ميشود و هيچ كس از قول ديگرى نفعى نميبرد. با اين توضيحات روشن شد كه اين قبيل ارزشها داراى پشتوانه واقعى هستند؛ يعنى در زندگى دنيايى و آخرتى انسانها اثر ايجابى دارند. اين ارزشها در سعادت يا شقاوت زندگى دنيوى و اخروى اثر ميگذارند و به عبارت ديگر، در رسيدن ما به غايت مطلوب يا دور شدن ما از آن، تأثير ميگذارند.