آمريكا از ديدگاه رهبرى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤
بيگانهها در اين كشور اين طورى بود. «١» رژيم پهلوى، كه سرسپردهى اين دولتها بود. محمد رضا واقعاً مثل يك مأمور امريكا در ايران عمل مىكرد؛ يك عامل امريكا. فلان نخست وزير را بگذار؛ فلان نخست وزير را بردار؛ هر كارى مىخواستند، مىكرد. اگر يك وقتى خود او مىخواست يك نخست وزير بردارد و امريكاييها راضى نبودند، بلند مىشد و به امريكا مىرفت- اين را ببين؛ آن را ببين؛ به اين بگو؛ به آن بگو- تا آنها اجازه بدهند كه او فلان نخست وزير را بردارد و يا بگذارد. وضع، اين طورى بود. سفير امريكا و سفير انگليس در تهران تعيين كنندهى خطوط اساسى اين مملكت بودند. «٢» ٢/ ٢- اصلاحات آمريكايى رژيم پهلوى با نابود كردن كشاورزى ملى و وابسته كردن صعنت ناقص و معيوب، و باز گذاشتن دست بيگانگان حريص و نوكران دربار و غارت منافع نفتى و بذل و بخشش ثروت ملى به اربابان امريكايى و اروپايى و ويران كردن روستاها و تبديل ايران با بازار كالاهاى بىارزش خارجى و پسماندهى محصولات كشاورزى امريكا و برنامههاى خائنانهى ديگرى از اين قبيل، اقتصاد كشور را دچار انحطاط مزمن و وابستهى به ارادهى قدرتهاى خارجى كرده و رگ حيات ملت را به دست دشمنان سپرده بود. «٣» جوانان- مخصوصاً بچهها كه از گذشته يادشان نيست و خبر ندارند-