آمريكا از ديدگاه رهبرى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢
در اروپا و امريكا و امريكاى لاتين و عراق و بعضى كشورهاى ديگر، سرگردانند. «١» ٢/ ١- اخلال در توسعه و توليد در ابتداى پيروزى انقلاب، وقتى همه سرگرم كارهاى حاد انقلاب بودند و مثل پروانه دور شمع وجود امام عزيز مىگشتند؛ در گوشه و كنار كشور، عدهاى ضد انقلاب و ضد اسلام، درصدد اخلال در كارخانهها و تشكل منسجم كارگران برآمده بودند. اين شبكههاى جاسوسى، ماركسيستهاى امريكايى نام داشتند- كه براى شناخت آنها، هيچ اسمى بهتر از اين اصطلاح نبود. اين گروه، هر چند ظاهراً چپ عمل مىكردند؛ اما باطناً وابسته به استكبار امريكا بودند. ... كارگرها در جامعه، يك قشر آگاه محسوب مىشوند. من، اين قشر را جزو گروههاى روشنفكر- به معناى عام آن- مىدانم. در ابتداى پيروزى انقلاب، ماركسيستهاى امريكايى سرمايهگذارى روى اين قشر را شروع كردند. قصد آنها اين بود كه اين دست كارآمد و بازوى قوى را، از انقلاب بگيرند و اگر بتوانند آن را عليه نظام، به كار ببندند. «٢» ٣/ ١- توطئه تحت لواى طرفدارى از قوميتها ... كسانى كه پرچمهاى قوميت و طرفدارى از خلق كُرد را در دست داشتند؛ به گونهيى ديگر، مزدور شيطان بزرگ و آلت دست امريكا بودند.