زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩
بر او، اگر توبه كرد، آزاد مىشود وگرنه بايد هميشه در زندان بماند) «١» ٢- آنجا كه حاكم وقاضى، بجاى زدن مجرم به عنوان تعزير، او را زندان مىكند، يا بين ضرب وزندان جمع مىنمايد (و در شرع حكم خاصى معين نشده است) در اين موارد، زندان، تعزير محسوب مىشود كه زمينه تأديب بزهكار است وهشدار به ديگران وزندانهاى اسلام بيشتر از اين نوع است.
٣- مواردى كه زندان نه حد شرعى ونه تعزير مىباشد. مانند بازداشتهاى موقت واحتياطى جهت كشف حق يا جلوگيرى از فرار متهم ياضرر رساندن او به ديگران، همانطور كه نقل شده.
پيامبر صلى الله عليه وآله متهمين به قتل راشش روز زندانى مىكرد تا فاميل واولياء مقتول، دليلى بر اثبات آورند وگرنه آنان را آزاد مىكرد. «٢» ود رروايت ديگر آمده است كه پيامبرصلى الله عليه وآله مردى را به خاطر اتهامى زندانى كرد. «٣» وحضرت على (ع) مىفرمايد:
«بر حاكم مسلمين است كه دانشمندان فاسق وپزشكان جاهل و بدهكاران مفلس را حبس كند» «٤» شايد اين دستور منحصر به اين سه گروه نباشد بلكه شاملهر فردى كه بدون شايستگى متصدى كارى شود، مىگردد. آنكه تعهد وتخصص لازم را نداشته باشد چه در امور دينى يا مربوط به جان ومال مردم بايد ضررش دفع شود، اگر چه بازندانى نمودن باشد.
كيفرها در زندان