زندان

زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١

كن و امّا آنجا كه جزبا شدت عمل، كار از پيش نمى رود، با شدّت، عمل كن» «١» بنابراين عفو افراد آنجااست كه اهانت به شخص يا خيانت به فرد باشد، نه عفو شخص در مورد حقوق اجتماعى يا حقوق الهى و تجاوز به مقررات اسلامى. در همان مورد اول نيز اگر سبب جرئت بيشتر و جسارت خطا كار و يا سوء استفاده ديگران گردد، عفو پسنديده نيست و اگر عفو در همه جا نيكو و جايز باشد پس قانون و قانونگذارى لغو و بيهوده مى شود! «٢» امام صادق (ع) مى‌فرمايد:
«سه چيز اخلاق كريمانه دنيا و آخرت است: از كسى كه بر تو ستمى رواداشته در گذرى، يا آنكه از تو بريده، پيوند برقرار كنى و هنگامى كه با تو نادانى كنند، بردبارى و خويشتن دارى كنى كه تعبير «عَمَّنْ ظَلَمَك» بيانگر حق شخصى است. «٣» اما در مورد عفو حاكم اسلامى به طورى كه در تاريخ آمده است: «ابوعزه» (از مشركين مكه) در جنگ «بدر» اسير شد. و وقتى در محضر رسول خدا آه و زارى كرد كه مستمند و عيالدار است، پيامبر (ص) با گرفتن پيمان وتعهد (كه هيچگاه به جنگ مسلمانان نيايد و ديگران رانيز در جنگ يارى و تحريك نكند) او را عفو و آزاد كرد. طو لى نكشيد، دوباره در جنگ «احد» شركت كرد، و اين بار نيز اسير شد، هنگامى كه او را نزد پيامبر (ص) آوردند، تقاضاى امان و عفو نمود. ولى حضرت دستور قتل او راصادر كرد. و فرمود: «مومن از يك سوراخ دوبار گزيده نمى شود.» «٤» در اجراى احكام الهى نبايد اغماض و چشم پوشى نمود و بايد پيوسته‌