زندان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧
استقرار و قدرت يافتن يك سازمان مبتنى بر عقل و خرد مسئولان آن مى باشد.
يعنى با تعقل و تفكر سليم و صحيح، مقررات را تدوين و طرحها را تنظيم و با تعهد پياده نمايند.
اسلام محور تكليف را عقل و انبياء را بيدارگر آن، و انديشيدن را عبادت مى داند.
حضرت على عليه السلام، در توصيف خردمند مى فرمايد:
«... هُوَالذَّى يَضَعُ الشَّيْىءَ مَواضِعَهُ» «١» عاقل و خردمند كسى است كه هر چيز را در جاى خودش قرار دهد.
و مقصود از عقل نه تنها عقل به معناى زيركى و سياست بازى است بلكه به فرموده امام صادق (ع)
«عقل آن است كه به وسيله آن انسان راه بهشت و سعادت جاويد را بپيمايد و پرستش خدا كند.» «٢» با روشن شدن چراغ عقل، هيچگاه انسان در مسير تاريكى و جهالت و خيانت قدم نمى گذارد و براى خود ذّلت دنيا و عذاب آخرت رانمى خرد.
بعنوان مثال هرگزخويشتن را با دريافت رشوه به اسم هديه و ارتكاب اعمال خلاف آلوده و تحقير و بى آبرو نمى كند، بلكه محاسبه مى كند كه لذتهاى نفسانى و حيوانىاش چه زود مى گذرد ولى بدبختيها و تبعاتش تا قيامت مى ماند. او مى سنجد اگر اين موقعيت را نداشت يا باز نشسته و بر كنار بود از اين هديه هابرايش نمىآورند! در اينجا به مناسبت دو روايت از رسول اكرم (ص) نقل مى كنيم:
حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: