گلزار مقدس: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٢٥٤ - سید ابوالحسن کتابی
معاشرت او از خواص اهل علم و شاگردان تجاوز نمی کرده و از معاشرت با توده های مردم و اشراف و بزرگان سیاسی گریزان بوده، از این رو مورد اقبال اهل دانش و فضیلت واقع گشته و بزرگانی از خدمتش کسب علم و اخلاق می کرده اند.
این صفت در اعقاب او نیز تا حدّی رسوخ داشته وفرزندان و نوادگان او هم از ریاست ها و حتی محراب و منبر گریزان بوده اند.[١]
میر سیّد علی جناب درباره او می نویسد: وی علاوه بر علمای اصفهان، نزد صاحب "جواهر" و سایر علمای نجف نیز تحصیل کرده بوده و فروع فقهیّه را به خوبی مسنحضر بوده است. درس "شرح لمعه" او را که صورتاً سطح و حقیقتاً خارجی پر تحقیق بود، بیشتر علما به میمنت درک می کردند.
حالت وارستگی داشت که بستگان او که وضعیت اعیانیت داشتند او را مورد ملامت قرار می دادند ولی در او تأثیر نمی نمود و می گفت و می گریست که: امیر مؤمنان علیه السلام در بازارها با کلمه "طرّقوا أمیرکم" راه خود را باز می کرد، دیگر چه جای به خود بستن مقامی برای کسی باقی می ماند؟
مواظبت بر تهجّد او نه تنها به بستگانش سرایت داشت بلکه همسایگان او هم در زمان حیات او شب بیدار شده بودند.[٢]
میر محمد صادق نوشتجات خوب متفرقه ای در فقه داشته است.[٣]
[١] رجال اصفهان دکتر کتابی ص ١٤١.
[٢] رجال و مشاهیر اصفهان ص ٤٤٣.
[٣] تذکره القبور ص ٤٣.