معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥
سخن اهل دل
پورشریف حسین
چاره جز صبر ندارم ز فراقت اي ماه!
اميرالمؤمنين علي -کرّماللّه وجهه- کنيزکي داشت در غايت خوبي و نهايت محبوبي. روزي گريان به نزد حضرت اميرالمؤمنين(ع) آمد. امير فرمود که: «تو را چه بوده است؟» گفت: «فلان کس مرا گفت: تو را دوست دارم.»
زين برنجيدي که گفتم: دوست ميدارم تو را
دوستت دارم، بسي بهتر که دارم دشمنت
امير فرمود که: «اينبار که آن حکايت بگويد، بگوي که من تو را نيز دوست ميدارم و جواب وي به نزديک من آر». بار ديگر آن شخص، کنيزک را آن سخن گفت. کنيزک در جواب گفت: «من نيز تو را دوست دارم.»
آن مرد بگريست و اين آيت بخواند که: «إنّما يُوفَّي الصابرون أجرهم بغير حساب؛ [بيترديد، شکيبايان، پاداش خود را بيحساب و به تمام خواهند يافت.]»
کنيزک پيش امير بگفت؛ در حال، کنيزک را بدان شخص بخشيد.
گر چه در عشق توام کار به جان آمده بود
چاره جز صبر ندارم ز فراقت اي ماه!
فرقت تلخ فراق تو تحمّل کردم
شد به شيريني وصل تو مبدّل ناگاه
«روضهي خُلد» مجد خوافي
بعد از حمد، طلب مراد کن!
[امام] جعفر صادق(ع) فرمود که: هر کس به رفع حاجتي پيش بزرگي رود، گو اوّل، سورهي فاتحه بخوان تا ادبِ سؤال معلوم کند. اوّل حمد و ثنا گويد که: «الحمدللّه»؛ بعد از آن بيان بزرگي کند که: «ربالعالمين»؛ بعد از آن ذکر رحمت که: «الرحمنالرحيم»؛ بعد از آن، وصف بقاي مملکت که: «مالک يومالدين»؛ بعد از آن، اختصاص طاعت به حضرت که: «اياک نعبد»؛ بعد از آن، حصر استعانت به درگاه او که: «اياک نستعين» و بعد از آن، طلب مراد خود کند.
گروهي که بيواسطه حاجتي
ز مردم بخواهند، ديوانهاند
کليد در حاجت خلق را
ثنا و تواضع، دو دندانهاند.
«روضهي خُلد» مجد خوافي