معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٨

نوسازي علمي؛ نگاهي به بومي‌سازي علوم انساني
ذوالفقاری ریحانه

دانشجوي کارشناسي‌ارشد مطالعات زنان
>مسئله‌ي نوسازي علمي، براي ملتي که مي‌خواهد به استقلال برسد با توجه به نياز‌ها و ضرورت‌هاي ساختاري کشورش بسيار مهم تلقي خواهد شد. نوسازي علمي را مي‌توان همان توليد علم عنوان کرد؛ چرا که نوسازي علوم بدون ايجاد شاخه‌هاي جديد علمي مبتني بر نياز روز و هم‌چنين گسترش علم با تدبر، تحقيق، توليد و نقد مکرّر و آزادانه به دست نخواهد آمد.
نوسازي و توليد علم
توليد علم به معناي شکستن مرزهاى علم و پيش‌رفت دادن علوم(١) و خارج شدن علم از حالت تقليدى و ترجمه‌اي(٢) است. به نظر مي‌رسد در علوم تجربي که داراي قوانين ثابت‌شده‌ي عام است، توليد علم به معناي پژوهش در يافته‌هاي تأييد شده‌ي گذشتگان و يافتن پاسخ مسائل روز و پايه‌گذاري نظريه‌هاي جديد و علوم تازه است که علوم تجربي، علوم فني، پايه و پزشکي را شامل خواهد شد. در اين علوم، منظور از جنبش نرم‌افزاري، تلاش براي کسب روحيه‌ي شجاعت علمي است؛ به اين منظور که بتوان با کسب تخصص در علوم مزبور به رأي جديدي رسيد و آن را به‌عنوان فرضيه‌ي قابل قبولي در علم گسترش داد و يا اين‌که بتوان سؤال‌هاي لاينحل علمي را پاسخ داد و نيازي را از نياز بشر رفع کرد.
بومي‌سازي علوم انساني
تفاوتي که علوم انساني با علوم طبيعي دارند اين است که در اين علوم، از قوانين ثابت جهاني خبري نيست و بحث‌ها و استدلال‌هاي مطرح شده، بيش‌تر بر مبناي جهان‌بيني و ايدئولوژي شکل مي‌گيرد و روش‌شناسي آن بسيار متفاوت از علوم تجربي است. بنابراين، طبيعي است که توليد علم هم در اين حوزه به صورتي متفاوت مطرح شود.
«بايد توجه داشت که در علوم انساني و براي شناخت ابعاد مختلف انسان، تنها به‌کارگيري روش تجربي و آزمايشگاهي و حتي مطالعات آماري کافي نيست و از اين جهت، علوم انساني با علوم طبيعي تفاوت دارد. هر چند علوم طبيعي هم داراي مباني فلسفي و مابعدالطبيعه‌اند، ولي در علوم انساني عناصر غيرتجربي که اين علوم را شکل مي‌دهد به مراتب بيش‌تر از علوم طبيعي است. همين که پاي عناصر غيرتجربي به ميان مي‌آيد دخالت جهان‌بيني، نظام ارزشي و فرهنگ اجتماعي آشکار مي‌شود و اين‌گونه عناصر در شکل‌گيري علوم انساني تأثير مي‌گذارند».(٣)
از بحث توليد علم در علوم انساني به علت مباني بعضاً معارض اين علوم با فرهنگ و هويت ايراني- اسلامي ما، به‌عنوان بومي‌سازي علوم انساني تعبير شده است. مقام معظم رهبري‌-‌مدظله‌- علوم انسانى را روح دانش مي‌داند که همه‌ى دانش‌ها و تحرکات برتر در يک جامعه، بر مبناي آن عمل‌ مي‌کند.(٤) در واقع اين علوم انسانى است که به ما جهت مي‌دهد و مشخص مي‌کند که ما به کدام طرف حرکت کنيم. بر همين اساس اگر علوم انسانى از مسير درست خود منحرف شود و بر پايه‌هاى غلط و جهان‌بينى‌هاى غلط استوار گردد، نتيجه اين مي‌شود که همه‌ى تحرکات جامعه به سمت يک گرايش انحرافى پيش مي‌رود.
بنابراين، روشن است که چرا مسئله‌ي بومي‌سازي علوم انساني که هدف ما طبق سياست‌هاي کلي برنامه‌ي پنجم توسعه، تقويت جاي‌گاه و منزلت اين علوم، جذب افراد مستعد و باانگيزه، اصلاح و بازنگرى در متون، برنامه‌ها و روش‌هاى آموزشى، ارتقاي کمى و کيفى مراکز و فعاليت‌هاي پژوهشى و ترويج نظريه‌پردازى، نقد و آزادانديشي(٥) است، اين همه مهم و حياتي تلقي مي‌شود.
انتقاداتي که بر علوم انساني وجود دارد
? علوم انساني در کشور ما، عمدتاً محصول ذهن غربي است
موضوع مورد بحث علوم انساني، انسان است و انسان در جوامع و ملل مختلف، برآمده از اديان، فرهنگ و مکاتب همان سرزمين است؛ لذا مسئله‌ي علوم انساني در تمام جهان يک‌سان نيست، بلکه با توجه به فرهنگ، متفاوت است. در نتيجه بومي‌سازي علوم انساني که به مسئله‌ي تفاوت انسان‌ها اشاره دارد، مورد توجه جامعه‌ي دانشگاهي ما قرار گرفته است. دکتر عبدالمجيد شيخي معتقد است: «معمولاً فرآيند توليد علم از مرحله‌ي فرضيه آغاز و تبديل به نظريه مي‌شود و پس از آزمون و گرفتن پاسخ صحيح، تبديل به علم مي‌گردد و چنانچه اين علم در تمام زمان‌ها و مکان‌ها سازگار باشد، تبديل به قاعده و قانون مي‌شود. با اين توضيح علوم انساني وارداتي که‌- به قطع و يقين‌- بسياري از آن‌ها حداقل در جامعه‌ي ما و در زمان‌هاي مختلف آزمون نشده‌اند نمي‌توانند قانون قطعي تلقي شوند.»(٦)
هم‌چنين دکتر عبدالحسين خسروپناه، در اين‌باره مي‌گويد: «عالمان علوم انساني، براي جمع‌آوري اطلاعات به انسان تحقق‌يافته در بخشي از جامعه‌ي غرب مراجعه مي‌کنند که کاملاً با انسان شرقي، منافات دارد، بنابراين علوم انساني غرب، هميشه براي جوامع انساني و شرقي نافع نيست».(٧)
? مکاتب علوم اجتماعي، عمدتاً مادي هستند
دکتر شهلا باقري، عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس معتقد است: «علوم اجتماعي، علومي انتزاعي يا خنثي نيست، بلکه هدف آن تحليل پديده‌ها به سبب تغيير و تحول در جامعه است. در اين عرصه، علم و ايدئولوژي بر يک‌ديگر تأثير مي‌گذارند؛ لذا بسياري از پژوهش‌هاي علمي که در باب مسائل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و روان‌شناختي معروف شده‌اند، مواضع فلسفي و ايدئولوژيک خود را در قالب همان ديدگاه‌هاي مادي‌گرايانه و ايده‌آليستي منعکس مي‌کنند و در واقع، اين دو مکتب، به اصلي‌ترين ابزار تحليلي در علوم اجتماعي مبدل شده‌اند و به هيچ روي، جامع‌نگر و جهان‌شمول محسوب نمي‌شوند».(٨) بر اين اساس، مشخص است که علوم انساني براي کشور و ملت ما که با فرهنگ اسلامي و نگرشي بر جهان، بسيار متفاوت از نگرش مادي دارند، ناقص خواهد بود.
? علوم انساني ما بيش‌تر ترجمه است نه علم
مسئله‌ي بسيار مهمي که در دانشگاه‌ها و رشته‌هاي علوم انساني ما در جريان است، مسئله‌ي ترجمه است؛ آن هم ترجمه‌ي کتاب‌ها و نظرياتي که ممکن است در حال حاضر در جامعه‌ي علمي غرب صددرصد، مورد پذيرش نباشد و هم‌چنين اعتماد بسيار زياد بر اين متن‌ها و مطالب در دانشگاه‌ها، نزد اساتيد قديمي جاي تأمل بسيار دارد؛ لذا به نظر مي‌رسد يکي از بزرگ‌ترين انتقاداتي که بر علوم انساني در جامعه‌ي ما وارد است، مباحث ترجمه‌اي است که به‌عنوان منابع درسي مورد تدريس قرار گرفته است و چندان نقادي و نظريه‌پردازي در آن‌ها مشاهده نمي‌شود. برخي صاحب‌نظران نيز به اين مسئله اشاره داشته‌ و آن را زمينه‌ساز خودباختگي دانسته‌اند.(٩)
آسيب‌هاي بومي‌سازي علوم انساني
مطرح شدن مسئله‌ي بومي‌سازي علوم انساني، بي‌شک دچار آسيب‌ها و تهديد‌هايي شده است که نتيجه‌ي نوع نگرش‌ها و برداشت‌هاي متفاوت از اين مفهوم است. بايد به اين مسئله توجه کرد که بومي‌سازي علوم انساني، ما را به سمت تعطيل کردن اين علوم و يا نفي ترجمه‌هاي کتب و علوم غرب نکشاند، بلکه بايد توجه داشت که اين فراگيري و ترجمه، به تقليد صِرف منجر نشود و زمينه‌هاي خلاقيت و زايش علمي را از ما نگيرد.
دکتر اعواني، رييس پيشين انجمن حکمت و فلسفه نيز در اين رابطه گفته‌اند: «با اين‌که بحث تحول در علوم انساني طبق سخنان رهبري يکي از ضروريات جامعه‌ي ما به شمار مي‌آيد؛ اما در معرض آسيب‌ها و تهديدهاي جدي قرار دارد که از جمله مي‌توان به برداشت‌هاي متفاوتي که از بومي‌سازي مي‌شود، اشاره کرد. اين مسائل، گاه اين شبهه را به ذهن متبادر مي‌سازد که منظور از آن، تعطيل کردن علوم انساني در مراکز علمي است يا اين که معناي بومي کردن، کنار گذاشتن کامل علوم انساني غربي است. بايد از افراط و تفريط دوري کرد»(١٠) و آن را راه‌کاري براي نقد علوم در جامعه‌ي ايران به شمار آورد.
علاوه بر آسيب‌هاي پيش رو، انتقادات بسياري نيز بر گفتمان علوم انساني وارد شده که به نظر مي‌رسد اين انتقادات، ناشي از برداشت نادرست از عبارت بومي‌سازي است.
بي‌شک بومي‌سازي علوم انساني، براي پيش‌برد اهداف تمدن‌ساز جمهوري اسلامي، غيرقابل انکار است. تنها بايد توجه داشت که براي رسيدن به اين مفهوم استفاده از پشتيباني نظري و تخصصي، موضوع بسيار مهمي است و نبايد به دام جزم‌گرايي يا افراط افتاد. بايد با روش‌شناسي علمي، به نقد نظريات متعارض با فرهنگ اسلامي پرداخت و به اجتهاد و هم‌چنين نظريه‌پردازي در علوم انساني روي آورد.

پي‌نوشت‌ها:
‌١- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى، در ديدار اساتيد دانشگاه‌ها ٢٦/٠٩/١٣٨٣‌.
٢- بيانات معظم‌له در ديدار جمعى از اعضاى تشکل‌ها، کانون‌ها، نشريات، هيئت‌هاي مذهبى‌ و شمارى از نخبگان دانشجويى‌١٥/٠٨/١٣٨٢.
٣- مصاحبه‌ي روزنامه‌ي وطن امروز با دکتر فنايي اشکوري در تاريخ ١/١١/١٣٨٨‌، شماره‌ي روزنامه: ٣٤١‌.
٤- بيانات رهبري در ديدار جمعى از نخبگان و برگزيدگان علمي ١٣/٠٧/١٣٩٠.
٥- ابلاغ سياست‌هاي کلي برنامه‌ي پنجم توسعه، توسط رهبر معظم انقلاب ٢١/١٠/١٣٨٧.
٦- www.siasatrooz.ir/vdcgx٧٩x.ak٩nz٤prra.html.
٧- http://khosropanah.ir/fa/news/١٩٢-١٣٨٩-١٢-١٩-١٤-٠٦-٠٥.html
٨- فصل‌نامه‌ي حوزه و دانشگاه، روش‌شناسي علوم انساني، سال ??، ش ??، بهار ????، صفحات ٦٦-٤٧‌.
٩- آيت‌الله مصباح يزدي: «مشکل جدي ما تا به حال‌- در علوم انساني‌- خودباختگي بود؛ فکر مي‌کرديم نهايت علومي که ما به دانشگاه مي‌توانيم بياموزيم، ترجمه‌ي مطالبي است که دانشمندان غربي در اختيار ما قرار داده‌اند».
١٠‌- http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=٩٦٧‌.