معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ١٩

قدرت بمحالات تعلق ندارد و نفس محال ناپذيرنده از احوال شرفست نه نقصان اما رمز معقول است كه وى بزبان حس جسمانى به بيرون داده است و شرح حال مصنوعات و مبدعات داده است بطريقى كه اصحاب ظاهر پذيرند در حد خود و اصحاب تحقيق مطلع گردند بر آن حقايق و الا اهل عقل دانند كه آنجا كه فكر رسد جسم نرسد و آنچه بصيرت دريابد حس بصر در نيابد و چون حال معراج بمعقول تعلق دارد عمرى در اين تأمل ميافتاد كه چيست چون عقل اين بگشاد انديشه افتاد كه شرح رمزهاى معراج داده شود تا دانند كه شرف نبى چون بوده است مراد وى از اين گفته‌ها چه بوده است و اعتماد بر توفيق ايزدى است و وصيت ميكنم كه اين حرفها را از نااهل جاهل نامحرم دريغ دارند كه بخل بحقايق از غير اهل از جمله فرايض است كه خاتم الرسل ميفرمايد لا تطرحوا الجواهر تحت اقدام الخنازير و گفته‌اند الاسرار صونوها عن الاشرار و سرك من دمك برخوردارى مباد آن كسى را كه آسان اين كلام بهر دو نى نمايد زيرا كه خائن بود من غشنا فليس منا چه هم آن كس در وبال افتد و هم بيننده را وبال و عقاب حاصل آيد و چون عاقلى شرح معقول داد جز عاقل نبايد كه مطالعه كند تا ديگرى باغيار مزاحم نگردد و اللّه يحكم بيننا و بين القوم الظالمين‌