زندگانى حضرت امام حسن عسكرى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٤ - شهادت جانگداز امام حسن عسكرى

اين امام بزرگوارى كه اينك از دنياى آنان رخت بر مى‌بندد در حالى كه هنوز از عمر مباركش ٢٨ سال نگذشته، با انواع محنتها دست و پنجه نرم كرد، از عهد متوكّل ستمكار و فرو مايه كه دشمنى عليه اهل بيت رسالت را سر لوحه كار خويش قرار داد و مزار ابى عبد اللَّه الحسين عليه السلام را ويران كرد تا دوران مستعين كه به خاطر كينه ورزيدن به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله آن حضرت را نزد يكى از سر سخت ترين مردانش زندانى كرد. (اين مرد اوتاش نام داشت كه بعداً پس از ديدن پاره‌اى از كرامتهاى امام، به امامت آن حضرت ايمان آورد). همين خليفه، در دوران خويش نزديك بود امام را بكشد امّا خداوند او را فرصت نداد و وى از خلافت بر كنار شد.

همچنين معتز در روزگار خويش مى‌كوشيد امام را دربند كند ليكن آن حضرت به درگاه خداوند تضرّع كرد تا انكه معتز نيز از دنيا رفت.

حتّى در روزگار مهتدى امام از آزار وى در امان نبود، او مى‌كوشيد امام را در تنگنا قرار دهد تا آنجا كه زندانى‌اش كرد و قصد كشتنش را نمود. ليكن امام به يكى از اصحابش به نام ابو هاشم اطلاع داد كه:

«ابو هاشم! اين ستمگر، قصد كرده مرا امشب بكشد، امّا خداوند عمر او را كوتاه گرداند. مرا فرزندى نيست و خداوند بزودى مرا فرزندى عطا خواهد فرمود». [١]

بالاخره آنكه آن حضرت در دوره معتمد همواره تحت آزار و اذيت قرار داشت تا آنكه به دست وى به زندان افتاد.


[١] - حياة الامام العسكرى، ص ٢٥٤، به نقل از مهج الدعوات، ص ٢٧٤.