زندگانى حضرت امام حسن عسكرى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٣ - ب- مرجعيّت خردمندانه دينى
چه شيخ طوسى در باره او گويد: نمىدانم آيا از او روايت كرده است.
نجاشى در باره او گويد: سعد، شيخ اين طايفه (شيعه) وفقيه و حجّت آن است و كتابهاى فراوانى تأليف و براى شنيدن حديث مسافرت كرده و از پيشوايانش در حديث كه از امامان مذاهب مختلف بودند، حديث شنيده است. [١]
٩- سيد عبد العظيم حسنى. نژاد او به امام مجتبى عليه السلام منتهى مىشود.
او عالم، فقيه، پارسا و پرهيز گار و دشمن حكومتهاى ستمگر بود.
ائمه عليهم السلام شيعيان خود را مىگفتند كه بدو مراجعه كنند. ابو حماد رازى روايتى نقل كرده است:
در سامراء بر امام هادى عليه السلام وارد شدم و از آن حضرت از برخى از چيزهاى حلال و حرام پرسيدم. امام پاسخ سئوالهاى مرا داد و همين كه با او خدا حافظى كردم، فرمود:
«حماد! اگر در ناحيه خويش در باره مسألهاى دينى اشكالى برايت پيش آمد، آن را از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى بپرس و سلام مرا به او برسان.» [٢]
وى در منطقه رى در ميان شيعيان از آوازه بلندى برخور دار بود، اگر چه همواره مىكوشيد مخفى باشد و كارهاى خود را علنى نكند.
آن بزرگوار را وقتى از دنيا رفت، در باغى كه هما نجا بود به خاك سپردند و تا امروز آرامگاهش زيارتگاه شيعيان است.
[١] - حياة الإمام العسكرى، ص ١٤٨.
[٢] - همان مأخذ، ص ١٥٠.