زندگانى حضرت امام حسن عسكرى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧ - صفات و كرامات امام حسن عسكرى

(أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ) [١]

«... خلق و امر از آن اوست، بزرگ است خداوند پروردگار جهانيان.»

پس امام رو به من كرد و فرمود: همچنانكه تو با خود گفتى: (أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ). من گفتم... گواهى مى‌دهم كه تو حجّت خدايى و فرزند حجّت خدا بر خلقش. [٢]

٢- يكى ديگر از راويان به نام على بن زيد نقل مى‌كند كه همراه با امام حسن عسكرى عليه السلام از دار العامه به منزلش آمدم. چون به خانه رسيد و من خواستم بر گردم فرمود: اندكى درنگ كن. سپس به من اجازه ورود داد و چون داخل شدم دويست دينار به من داد و فرمود: با اين پول براى خود كنيزى بخر كه فلان كنيز تو مُرد. در صورتى كه وقتى من از خانه بيرون آمدم آن كنيز در كمال نشاط و خرّمى بود. چون برگشتم غلام را ديدم كه گفت: همين حالا كنيزت فلانى بمرد. پرسيدم: چطور؟ گفت: آب در گلويش گير كرد و جان داد. [٣]

٣- ابو هاشم جعفرى گويد: از سختى زندان و بند و زنجير به امام عسكرى شكايت بردم. آن حضرت برايم نوشت: تو نماز ظهر را در خانه خود مى‌گزارى پس به وقت ظهر از زندان آزاد شدم و نماز را در منزل خود به جاى آوردم. [٤]


[١] - سوره اعراف، آيه ٥٤.

[٢] - سيرة الائمة الاثنى عشر، ص ٢٥٧.

[٣] - همان مأخذ، ص ٢٦٤.

[٤] - همان مأخذ، ص ٢٦٧.