زندگانى حضرت امام حسن عسكرى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥ - صفات و كرامات امام حسن عسكرى
و مىفرمود: محمّد! اينها را براى بچّههايت ببر. من گفتم: تمام اينها را؟
او فرمود: آنها را بردار كه هرگز بهتر از اين نديدم.» [١]
هنگامى كه طاغوت بنى عبّاس آن حضرت را در بند انداخت، بعضى از عبّاسيان به صالح بن وصيف كه مأمور زندانى كردن امام بود، گفت: بر او سخت بگير و او را آسوده مگذار. صالح گفت: با او چه كنم؟ من دو تن از بدترين كسانى را كه توانستم پيدا كنم، يافتم و آنها را مأمور وى ساختم و اينك آن دو در عبادت و نماز به جايگاهى بزرگ رسيدهاند. سپس دستور داد آن دو تن را احضار كنند، از آن دو پرسيد: واى بر شما! شما با اين مرد (امام حسن) چه كرديد؟ آن دو گفتند: چه توانيم گفت درباره مردى كه روزها روزه مىدارد و تمام شب را به نماز مىايستد و با كسى هم سخن نمىشود و به كارى جز عبادت نمىپردازد. چون به ما مىنگرد به لرزه مىافتيم و چنان مىشويم كه اختيارمان از كف بيرون مىشود! [٢]
همه از ارزش و نهايت كرامت آن حضرت در پيشگاه پروردگارش آگهى داشتند، تا آنجا كه معتمد خليفه عبّاسى وقتى در آن شرايط بحرانى و نا آرامى كه هر خليفه تنها يك يا چند سال معدود بر تخت خلافت مىتوانست بنشيند، روى كار آمد. نزد امام عسكرى عليه السلام رفته از وى خواست كه دعا كند تا خلافت او بيست سال به طول انجامد (به نظر معتمد اين مدّت در قياس با مدّت زمامدارى خلفاى پيش از وى بسيار
[١] - سيرة الائمة الاثنى عشر، ص ٢٥٣.
[٢] - همان مأخذ، ص ٣٠٩.