زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٢ - استراتژى صلح در نظر امام مجتبى

سوگند اين كفش در نزد من از حكومت بر شما محبوب‌تر است مگر آنكه حقّى را بر پاى دارم يا از باطلى جلوگيرى كنم». [١]

٢- امام حسن در زمانى مى‌زيست كه روح ايمان در نزد مردم و به ويژه در قبايل عربى كه به خارج از حجاز رفته و در سرزمينهاى پر خير و بركت پراكنده شده بودند، به غايت تنزّل يافته بود. اين قبايل رسالت خود را يا فراموش كرده و يا هاله‌اى بى رمق از آن را نگه داشته بودند.

«كوفةالجند» كه در روزگار خليفه‌دوّم ساخته شد تا حامى سپاه ومركزى براى فتوحات شرقى مسلمانان باشد به صورت مركز كشمكشهاى قبايل و لشكركشيهاى فاسد در آمده. هر كس كه بيشتر مى‌داد مردم جذب او مى‌شدند. البته در اين ميان، قبايل ديگرى نيز بودند كه از اسلام و حقّ و خط مشى انقلابى اهل بيت دفاع مى‌كردند. امّا بيشتر قبايلى كه در اين سرزمين مى‌زيستند در پى رسيدن به مال و ثروت بودند تا آنجا كه از پيرامون رهبرى شرعى پراكنده گشتند و همين كه دانستند معاويه‌اموال مسلمانان را بى هيچ حساب و كتابى به اين و آن مى‌بخشد، با گردن‌كشان شامى بناى نامه نگارى نهادند. براى همين است كه شما مى‌بينيد حتّى پسر عموى امام حسن عليه السلام كه فرماندهى سپاه آن‌حضرت را نيز بر عهده داشت، به طمع رسيدن به بيش از يك ميليون درهم، حضرت را وامى‌گذارد و به معاويه مى‌پيوندد.

همچنين مى‌بينيم كه كوفه بار ديگر به امام به حقّ خود، يعنى حسين‌


[١] - همان مأخذ، ص ٧٦.